|
"روزنامه نگاری جیبی" در راه است؟
Online Journalism Review گزارش جالبی درباره آینده روزنامه نگاری دارد که نویسنده آن معتقد است با ورود گوشی هایی نظیر مدل N93 نوکیا اتاق خبر هرکسی در جیب اوست.نویسنده می گوید اینکه این گوشی ها را cellphone بدانیم غلط است او ترجیح می دهد بگوید با یک وسیلمه پیشرفته ارتباطی، چیزی مثل یک لپتاپ کوچک روبروست.
نویسنده پا را فراتر میگذارد و میگوید با این گوشی یک روزنامه نگار میتواند به کافی شاپ برود قهوه بخورد و د رعین حال طلبی را که باید اماده کند بنویسد، ویرایش کند و برای دفتر روزنامه ایمیل کند. متن کامل گزارش
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 3:9 چند سوال درباره پوشش خبري اعدام صدام
پوینتر یک بحث جدی و جالب را درباره شیوه مناسب برای پوشش خبری به اهمیت و حساسی خبر اعدام صدام که میان استادان و مسوولان این سایت انجام شده روی وب منتشر کرده است. در این بحث دنبالهدار درباره شیوه عملکرد رسانههای مختلف در قبال تصویر غیر رسمی منتشر شده از اعدام صدام که به نظر میرسد با دوربین تلفن همراه برداشته شده است سخن به میان آمده است.مباحث انجام شده مفصل است و پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید. اینجا اما در میان تمام بخشهای بحث نوشتههای کلی مکبراید؛ مسوول گروه اخلاق روزنامهنگاری پوینتر برای من جالبتر بود. مک براید پرسشهایی را مطرح کرده است که مسوول هر رسانه خبری پیش از آنکه تصاویر غیر رسمی و حتی رسمی اعدام صدام را روی خروجی رسانهاش قرار دهد باید انها را از خود بپرسد. من این بخش را ترجمه کردم که میتوانید در ادامه ملاحظه کنید: پرسشهایی برای تفکر بیشتر: 1- ویدئو و تصاویر مربوط از کجا آمدهاند؟ آیا معتبر هستند؟ تصاویر اعدام میتوانند از دو منبع به دست بیایند: مقامات درگیر در اعدام میتوانند تصاویر را پخش کنند و یا از مجرای منابع نامشخص عمومی شوند. در هر دو حالت، روزنامهنگاران باید درباره انگیزه آن پرسش کنند. چه کسی از انتشار تصاویر اعدام سود میبرد؟ ممکن است تصاویر از کانالهای غیر رسمی آمده باشند، سردبیرها باید در ابتدا مشخص کنند آیا تصاویر معتبر هستند؟ و آیا ویرایش شده و یا تغییراتی در آنها روی داده است یا خیر؟ 2- نشان دادن تصاویر چه پیامدهایی دارد؟ آیا آنها ویرایش شدهاند؟ ... آیا مرگی طولانی و وحشتآور است؟ آیا موارد پزشکی و استریل در آن رعایت شده است؟ آیا هویت افراد درگیر در اعدام میتواند مشخص است؟ اگر مشخص است آیا باید پنهان شود و یا باید مشخص بماند؟ 3- آیا تصاویر به طور گسترده روی اینترنت و یا توسط وسائل دیگر توزیع شده است؟ نمیخواهم پیشنهاد کنم که اگر توزیع گسترده شده است سردبیرها نیز با موج حرکت کنند، بلکه به این معنی است که بخش مهمی از مخاطبان تصاویر را خواهند دید. سردبیرها شاید بخواهد به تصاویر لینک بدهند و یا مخاطبان خود را برای یافتن تصاویر هدایت کنند. اگر تصاویر روی اینترنت موجود هستند باید دید چه کسی آنها را منتشر کرده است؟ واکنش عمومی چه بوده است؟ بازدیدکنندگان به چه اطلاعاتی نیاز دارند تا تصاویر را در زمینه(context) مناسب آن در ذهن خود قرار دهند؟ و درنهایت روزنامهنگاران چگونه میتوانند این اطلاعات را تدارک بینند؟. 4- چگونه روزنامهنگاران میتوانند مسوولانه از تصاویر اعدام صدام حسین استفاده کنند؟ آیا میتوان تصاویر ثابت را از تصاویر ویدئویی استخراج کرد؟ آیا میتوان لحظه منجر به مرگ را، البته نه مرگ واقعی، نشان داد؟ آیا ممکن است تصاویر در اینترنت استفاده شوند اما چاپ نشده و یا پخش نشوند؟ 5- اهداف ژورنالیستی نشان دادن تصاویر حلقآویز شدن صدام حسین چیست؟ اگر تصاویر موجود هستند، توجیه دلیل انتشار مسوولانه آن دشوار نیست. شایعهها حول این میگردند که آیا صدام واقعا مرده است؟ و یا چقدر طول کشیده تا او جان دهد؟ تصاویر معتبر واقعیت این عمل جدلآمیز را ثبت کردهاند. این تصاویر مقامات صاحب قدرت ایالات متحده و دولت ضعیف عراق را مسوول این اقدام قرار میدهد. قابل رویت کردن تصاویر برای کسانی که آرزومند دیدن آن هستند مسوولیت دموکراتیک در قابل هر دو ملت را برآورده میسازد. هر چند دیر شده است اما این لینک هم دیدنی است: مرگ صدام حسین، منابعی برای روزنامهنگاران |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 18:42 آقا تشريف بردند؟
![]() |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 3:2 به یاد پنجاه و پنج روزنامه نگاری که در سال 2006 کشته شدند
کمیته غیردولتی حمایت از روزنامهنگاران که در نیویورک مستقر است. بیستم دسامبر اعلام کرد تعداد روزنامهنگارانی که در سال آماری این موسسه در حین کار جان خود را از دست دادهاند در 25 سال گذشته بیسابقه بوده است. بنا بر اعلام این موسسه 55 روزنامهنگار به طور مستقیم در ارتباط با شغلشان جان خود را از دست دادهاند. این رقم برای سال پیشین 47 نفر بوده است. البته باید به این عدد 27 نفر دیگر را نیز افزود که مرگ آنها توسط این کمیته در حال بررسی است، و هنوز در مورد اینکه آیا آنها در ارتباط با شغلشان کشته شدهاند یا خیر، اطلاعات موثقی به دست نیامده است. همچنین در سال پیش 32 روزنامه نگار در عراق به قتل رسیدند که به جز دو خبرنگار شبکه CBS که در یک بمبگذاری خودرو کشته شدند، باقی قربانیان روزنامهنگاران عراقی بودهاند. در همین مدت 15 تن از کارمندان رسانهها نظیر تعمیرکار، محافظ یا مترجم نیز به قتل رسیدهاند. مجموع این آمار مرگ 92 نفر از اصحاب رسانه را از ابتدای جنگ عراق، اسفند 1381، تا کنون، نشان میدهد. البته گزارشگران بدون مرز که حساسیتهای مورد نظر این کمیته در مورد علت واقعی و چگونگی مرگ روزنامهنگاران را ندارد تعداد روزنامهنگاران قربانی را 81 نفر اعلام کرده است که رقمی نزدیک به مجموع(55+27) افراد اعلام شده از سوی کمیته حمایت از روزنامهنگاران است. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 2:43 مصاحبه با سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات وخاطرات وی از مقاله استعمار سرخ و سیاه
" غروب چهارشنبه 14 دي 1356 در دفتر روزنامه بودم كه يكي از همكارانم از كنگره حزب رستاخيز تلفن كرد و گفت مطلبي از سوي داريوش همايون ـ وزير اطلاعات وقت ـ به وي ارائه شده و او تأكيد كرده كه اين مقاله هر چه زودتر بايستي در روزنامه اطلاعات چاپ شود. از همكارم تقاضا كردم كه مطلب را به روزنامه بفرستد" ... متن کامل در اینجا |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 1:13 |
|



