تبليغاتX
فاوا
درباره رسانه
در میان خبرها اتفاقی بدون توجه جدی آمد و رفت. نخست وزیر لیبی به ایران آمد و بدون توجه به تداوم بی اطلاعی از سرنوشت امام موسی صدر در زندانهای لیبی یا جایی دیگر، روابط در حال گسترش است. اما هیچکدام از رسانه ها، حتی رادیو که معمولا حساستر است عکس العمل نشان ندادند. سوژه خوبی برای پرداخت بیشتر است. این را هم ببینید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:2  توسط پدرام  | 

فریدون صدیقی (مردی که درباره مصاحبه از او بسیار آموختم) در صحبتهای هنگام درس چند نفر را نام می‌برد که به قول او مصاحبه شونده‌های بی‌نظیری بودند که مصاحبه با آن‌ها کار دشواری است. مثال معروفش هم آقای قرائتی بود که به دلیل تسلط فراوانش به دوربین و سخنرانی‌های سه دهه اخیرش در مجموعه درس‌هایی از قرآن جز مصاحبه شونده‌هایی است که ورود به دنیای درونش سخت و مشکل است.

 

غرض از این همه مقدمه اینکه باید نام محمدرضاگلزار(یک لینک درست و حسابی به نام این هنرمند خوب پیدا نکردم اما شاید این لینک برایتان جالب باشد) را نیز به مجموعه مصاحبه شونده‌هایی که آنقدر خوب بازی می‌کنند که از مصاحبه‌ کننده بازی نمی‌خورند اضافه کنیم. مصاحبه امشب محمدرضاگلزار با برنامه شب شیشه‌ای نشان داد مصاحبه با این بازیگر تمام عیار سینمای ایران چقدر سخت است، نمونه‌اش اینکه در همان لحظه اولیه گلزار به قصد ترک مصاحبه با لحن گله‌آمیز از صندلی خود بلند شد و در برابر حیرت مخاطب و احتمالا حاضران در استودیو لحنش را تغییر داد نشست و خندید!

 

 نکته اولی که این مصاحبه داشت این بود که رشیدپور گلزار را خیلی نمی‌شناخت و به همین دلیل مصاحبه را خیلی شوخ و شنگ پیش برد اما تمام پاسخهای گلزار جدی (در متن و نه کلام) بود. گلزار معلم معارف اسلامی بوده است این نکته را تمام هواداران گلزار میدانند اما رشیدپور نمی‌دانست این همان فوتی بود که دفعه قبل هم رشیدپور نشان داد آن را زیاد بلد نیست. فکر کنم با این تفسیرها رشیدپور این مصاحبه را هم باخت.

البته از حق نگذریم، رشیدپور با این فشردگی کاری واقعا تا همین جای کار هم از همه ما یک چیزی بابت آن هم اجرای خوب دیگرش که من از آن‌ها یادی نکردم، کلی طلب‌کار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 2:30  توسط پدرام  | 

این خبر و متن کامل گزارش که روی وب گذاشته شده است، میتواند سوژه خوبی برای گزارشهای اجتماعی صفحات روزنامه ها باشد به خصوص که در مورد ایران نیز حرفهایی دارد دولت ایران به اهمال کاری در مبارزه با این پدیده متهم شده است. البته با توجه به محدودیتهای موجود فقط یک ذهن سوژه یاب میتواند از این گزارش مفصل و جامع بهره برد. به خصوص که بخش مربوط به ایران با این جملات صریح آغاز میشود:
Iran is a source, transit, and destination country for women trafficked for the purposes of commercial sexual exploitation and involuntary servitude
.
متن گزارش هم به صورت PDF و هم  HTML موجود است.
متن کامل گزارش (به نقل از سایت وزارت امور خارجه ایالات متحده)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 1:47  توسط پدرام  | 

این شب‌های بهاری مصاحبه‌های جاندار برنامه شب شیشه‌ای با اهالی فرهنگ و هنر و گاهی سیاست، که شبها از شبکه پنج پخش می‌شود هر لحظه‌اش درسی است درباره فن گفتگو و لحظات پیش‌بینی نشده‌ای که طرفین مصاحبه با هم بازی می‌کنند و این نبرد شیرین را جذاب‌تر می‌کنند. هر کدام از مصاحبه‌های برنامه «شب شیشه‌ای» یکی از بحثهای کلاسهای خوب و به یاد ماندنی اصول مصاحبه «فریدون صدیقی» عزیز (یک مصاحبه با او)را برایم تداعی می‌کنند. و البته نکات دیگری که در کتاب خوب و ماندنی «روشهای مصاحبه خبری» دکتری محسنیان‌راد خوانده بودم. هر دو مورد، هم کلاسهای صدیقی و هم کتاب محسنیان سرشار از انتقال تجربیات پیشکسوتان و اهالی مطبوعات بودند، اما مصاحبه‌های رشیدپور هر لحظه‌اش گاه تکرار همان تجربیاتی که قبلا درباره‌اش خوانده و یا شنیده‌ایم و گاهی دیگر نیز لحظات بدیع و جدیدی است که مصاحبه‌کننده با آن رودرو می‌شود و به هر ترتیب با آن دست و پنجه نرم می‌کند. از این لحاظ این برنامه یک دوره عملی آموزش مصاحبه بود و حیف که چند شب دیگر این لذت تمام نشدنی مصاحبه خاتمه می‌یابد.

امشب رشیدپور خواسته و ناخواسته یک فوت مصاحبه را یادش رفت. کسب اطلاع از حساسیتهای مصاحبه شونده؛ مثالی که استاد صدیقی می‌زد این بود که مثلا شما با فردی قرار مصاحبه دارید که دچار معلولیت مادرزادی است اگر از آن مطلع نباشید و در ابتدای مصاحبه بگویید آقای فلانی این درست است که می‌گویند عقل سالم در بدن سالم است ... تقریبا میتوان گفت که شانس انجام یک مصاحبه خوب را از دست داده‌اید.

امشب رشیدپور دربرابر احمدرضا درویش(دو تصویر از درویش) کارگردان مطرح سینما و کارگردان فیلم دوئل، به برادران شهید وی در جنگ اشاره کرد و وی را به این صفت ستود. اما درویش بسیار از این مساله افروخته شد و به او اعتراض کرد که این راز او بوده و هیچ وقت نمی‌خواسته با برادر شهیدش دارد کاسبی کند و بالاخره سر درددلش باز شد. گفت شما دل من را شکستی و باعث شدی عهد من در سود نبردن از برادران شهیدم بشکند و مجری را متهم کرد که وارد حریم خصوصی وی شده است و او از مسوولین برنامه خواسته بوده اگر می‌خواهند درباره مسائل خصوصی‌اش حرفی بزنند با او هماهنگ کنند و ...

این همه عصبانیت درویش به خوبی نشان می‌داد که رشیدپور می‌بایست روی این مساله تحقیق بیشتری می‌کرده است. البته رشیدپور در پاسخ کوتاهش اینگونه وانمود کرد که می‌خواسته همین عکس‌العمل را از او ببیند. اما حتی اگر این هم بوده فکر می‌کنم رشیدپور باز هم بازنده این دوئل با احمدرضا درویش شد. چون درویش به صراحت گفت هرگز تا پایان عمر چهره رشیدپور را از یاد نخواهد برد و در عین حال عمق عصبانیت درویش نشان میداد رشیدپور اگر از حساسیت او خبر داشت با وجود پخش زنده سیما و امکان عمس‌العمل تندتر درویش از طرح سوال صرف‌نظر می‌کرد. به هر حال این‌بار مصاحبه‌شونده دوئل را از مصاحبه کننده برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 2:44  توسط پدرام  | 

در حاشیه اخبار مربوط به ورود دانیل ارتگا، رئیس جمهور نیکاراگوئه به ایران، با وجود همه داستانهایی که روزنامه ها درباره او نوشتند یک روایت خبری غایب بود که تنها و تنها در این یاداشت آقای گوهری سفیر اسبق ایران در نیکاراگوئه در روزنامه هم میهن امروز به این روایت توجه شد؛ آقای ارتگا از ایران چه میخواهد، و اهداف اصلی این همه تعارف و تمجید چیست؟
گوهری اینگونه روایت میکند:
 ... مساله ديگري نيز هست و آن مساله پرونده خاك‌خورده كمك 56 ميليون دلاري دولت ايران در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي به دولت ساندينيستاست كه سه ميليون دلار آن به صورت كالا به ما برگردانده شد و از مابقي آن در سال‌هاي نخست انزواي جمهوري اسلامي حتي كمترين عنايت سياسي و تبليغي هم از سوي دولت نيكاراگوا چه ساندينيست و طبعا چه غيرساندينيست‌ عايد ما نشد.
 به‌طوري كه سفارت ايران را كه با سلام و صلوات در سال 1358 در ماناگوا – پايتخت – گشوده بوديم در سال 1377 به‌عنوان سفارتخانه‌اي صرفا هزينه‌بر بي‌سروصدا بستيم و امورات مربوطه را به سفارت ايران در مكزيك واگذار كرديم.نيكاراگوا هنوز فقير است، شايد فقيرتر از گذشته. كشوري كه فعالان حقوق بشري به‌نام سرزمين زن‌ها و كودكان بي‌سرپرستش خوانده‌اند.
با كوچه و خيابان‌هايي مثل اردوگاه‌هاي جنگي و چهارراه‌هايي پر از كودكان خياباني.اورتگا پس از انتخابش به رياست‌جمهوري در سفر آقاي احمدي‌نژاد به آن كشور خطاب به رسانه‌ها مي‌گويد: «ما منافع مشترك و دشمنان مشتركي داريم و دو كشور بايد توافقنامه‌هايي براي كاهش فقر در نيكاراگوا امضا كنند.... متن کامل یادداشت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:4  توسط پدرام  | 

محمود خیامی سرمایه دار مشهور ایرانی و بنیانگذار شرکت ایران ناسیونال که پس از انقلاب و به دنبال مصادره اموالش از ایران خارج شد و هم اکنون ساکن انگلستان است، مبلغ یک میلیون پوند به حزب کارگر کمک مالی کرد. خیامی یک بنیاد به نام خود در لندن تاسیس کرده است که به فعالیتهای انسان دوستانه و فرهنگی مشغول است.
متن خبر:
محمود خیامی بنیانگذار و مالک سابق شرکت ايران ناسيونال (ايران خودرو فعلی)، مبلغ یک میلیون پوند به حزب کارگر در انگلستان کمک مالی کرده است... ادامه
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 6:11  توسط پدرام  | 

دو کلاس آخر هفته چارسوق در حسینیه ارشاد به دلیل انجام تعمیرات در کتابخانه حسینیه لغو شد. این تعمیرات ان هم در فصل امتحانات بسیار خجسته هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 6:2  توسط پدرام  | 

در ادامه سلسه جلسات چارسوق اندیشه در حوزه جامعه شناسی روز دوشنبه هفتم خردادماه دکتر ابوالحسن تنهایی از استادش هربرت بلومر می گوید. محل برگزاری نشست تالار کتابخانه حسینیه ارشاد و ساعت آن ۶ بعد از ظهر است.
درباره بلومر
هربرت بلومر متولد ۷ مارس سال ۱۹۰۰ در میسوری آمریکاست که تحصیلات جامعه شناسی اش را در دانشگاه شیکاگو و متاثر از اندیشمندانی چون "رابرت پارک" و "جرج هربرت مید" پیگیری کرد و در نهایت به عنوان موسس گروه جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا به برکلی رفت و ... ادامه در اینجا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:45  توسط پدرام  | 

دور از این همه هیاهو چارسوق اندیشه دور جدید جلسات بازخوانی جامعه شناسی را این بار با تمرکز بر جامعه شناسی آنگولاساکسون آغاز کرد. امروز در حسینیه ارشاد دکتر تقی آزاد ارمکی درباره استادش جرج ریتزر و تاثیر او بر جامعه شناسی آمریکا سخن گفت. متاسفانه جلسه امروز را نتوانستم بروم. اما این جلسات ادامه دارد و برنامه کاملش را در اینجا خواهم گذاشت.
نیمه دوم خرداد ماه هم نخستین نشست تخصصی در حوزه ارتباط جمعی (ارتباطات اجتماعی) برگزار میشود. عنوان نشست نخست هم «بررسی وضعیت ترجمه کتابهای ارتباط جمعی در ایران» است. به قول دکتر علی محمدی امروز حوزه ترجمه جایی است که «دوغ و دوشاب فرقی ندارند»!
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:26  توسط پدرام  |