|
درباره رسانه
|
فریدون صدیقی (مردی که درباره مصاحبه از او بسیار آموختم) در صحبتهای هنگام درس چند نفر را نام میبرد که به قول او مصاحبه شوندههای بینظیری بودند که مصاحبه با آنها کار دشواری است. مثال معروفش هم آقای قرائتی بود که به دلیل تسلط فراوانش به دوربین و سخنرانیهای سه دهه اخیرش در مجموعه درسهایی از قرآن جز مصاحبه شوندههایی است که ورود به دنیای درونش سخت و مشکل است.
غرض از این همه مقدمه اینکه باید نام محمدرضاگلزار(یک لینک درست و حسابی به نام این هنرمند خوب پیدا نکردم اما شاید این لینک برایتان جالب باشد) را نیز به مجموعه مصاحبه شوندههایی که آنقدر خوب بازی میکنند که از مصاحبه کننده بازی نمیخورند اضافه کنیم. مصاحبه امشب محمدرضاگلزار با برنامه شب شیشهای نشان داد مصاحبه با این بازیگر تمام عیار سینمای ایران چقدر سخت است، نمونهاش اینکه در همان لحظه اولیه گلزار به قصد ترک مصاحبه با لحن گلهآمیز از صندلی خود بلند شد و در برابر حیرت مخاطب و احتمالا حاضران در استودیو لحنش را تغییر داد نشست و خندید!
نکته اولی که این مصاحبه داشت این بود که رشیدپور گلزار را خیلی نمیشناخت و به همین دلیل مصاحبه را خیلی شوخ و شنگ پیش برد اما تمام پاسخهای گلزار جدی (در متن و نه کلام) بود. گلزار معلم معارف اسلامی بوده است این نکته را تمام هواداران گلزار میدانند اما رشیدپور نمیدانست این همان فوتی بود که دفعه قبل هم رشیدپور نشان داد آن را زیاد بلد نیست. فکر کنم با این تفسیرها رشیدپور این مصاحبه را هم باخت.
البته از حق نگذریم، رشیدپور با این فشردگی کاری واقعا تا همین جای کار هم از همه ما یک چیزی بابت آن هم اجرای خوب دیگرش که من از آنها یادی نکردم، کلی طلبکار است.
این شبهای بهاری مصاحبههای جاندار برنامه شب شیشهای با اهالی فرهنگ و هنر و گاهی سیاست، که شبها از شبکه پنج پخش میشود هر لحظهاش درسی است درباره فن گفتگو و لحظات پیشبینی نشدهای که طرفین مصاحبه با هم بازی میکنند و این نبرد شیرین را جذابتر میکنند. هر کدام از مصاحبههای برنامه «شب شیشهای» یکی از بحثهای کلاسهای خوب و به یاد ماندنی اصول مصاحبه «فریدون صدیقی» عزیز (یک مصاحبه با او)را برایم تداعی میکنند. و البته نکات دیگری که در کتاب خوب و ماندنی «روشهای مصاحبه خبری» دکتری محسنیانراد خوانده بودم. هر دو مورد، هم کلاسهای صدیقی و هم کتاب محسنیان سرشار از انتقال تجربیات پیشکسوتان و اهالی مطبوعات بودند، اما مصاحبههای رشیدپور هر لحظهاش گاه تکرار همان تجربیاتی که قبلا دربارهاش خوانده و یا شنیدهایم و گاهی دیگر نیز لحظات بدیع و جدیدی است که مصاحبهکننده با آن رودرو میشود و به هر ترتیب با آن دست و پنجه نرم میکند. از این لحاظ این برنامه یک دوره عملی آموزش مصاحبه بود و حیف که چند شب دیگر این لذت تمام نشدنی مصاحبه خاتمه مییابد.
امشب رشیدپور خواسته و ناخواسته یک فوت مصاحبه را یادش رفت. کسب اطلاع از حساسیتهای مصاحبه شونده؛ مثالی که استاد صدیقی میزد این بود که مثلا شما با فردی قرار مصاحبه دارید که دچار معلولیت مادرزادی است اگر از آن مطلع نباشید و در ابتدای مصاحبه بگویید آقای فلانی این درست است که میگویند عقل سالم در بدن سالم است ... تقریبا میتوان گفت که شانس انجام یک مصاحبه خوب را از دست دادهاید.
امشب رشیدپور دربرابر احمدرضا درویش(دو تصویر از درویش) کارگردان مطرح سینما و کارگردان فیلم دوئل، به برادران شهید وی در جنگ اشاره کرد و وی را به این صفت ستود. اما درویش بسیار از این مساله افروخته شد و به او اعتراض کرد که این راز او بوده و هیچ وقت نمیخواسته با برادر شهیدش دارد کاسبی کند و بالاخره سر درددلش باز شد. گفت شما دل من را شکستی و باعث شدی عهد من در سود نبردن از برادران شهیدم بشکند و مجری را متهم کرد که وارد حریم خصوصی وی شده است و او از مسوولین برنامه خواسته بوده اگر میخواهند درباره مسائل خصوصیاش حرفی بزنند با او هماهنگ کنند و ...
این همه عصبانیت درویش به خوبی نشان میداد که رشیدپور میبایست روی این مساله تحقیق بیشتری میکرده است. البته رشیدپور در پاسخ کوتاهش اینگونه وانمود کرد که میخواسته همین عکسالعمل را از او ببیند. اما حتی اگر این هم بوده فکر میکنم رشیدپور باز هم بازنده این دوئل با احمدرضا درویش شد. چون درویش به صراحت گفت هرگز تا پایان عمر چهره رشیدپور را از یاد نخواهد برد و در عین حال عمق عصبانیت درویش نشان میداد رشیدپور اگر از حساسیت او خبر داشت با وجود پخش زنده سیما و امکان عمسالعمل تندتر درویش از طرح سوال صرفنظر میکرد. به هر حال اینبار مصاحبهشونده دوئل را از مصاحبه کننده برد.
در ادامه سلسه جلسات چارسوق اندیشه در حوزه جامعه شناسی روز دوشنبه هفتم خردادماه دکتر ابوالحسن تنهایی از استادش هربرت بلومر می گوید. محل برگزاری نشست تالار کتابخانه حسینیه ارشاد و ساعت آن ۶ بعد از ظهر است.
درباره بلومر
هربرت بلومر متولد ۷ مارس سال ۱۹۰۰ در میسوری آمریکاست که تحصیلات جامعه شناسی اش را در دانشگاه شیکاگو و متاثر از اندیشمندانی چون "رابرت پارک" و "جرج هربرت مید" پیگیری کرد و در نهایت به عنوان موسس گروه جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا به برکلی رفت و ... ادامه در اینجا
دور از این همه هیاهو چارسوق اندیشه دور جدید جلسات بازخوانی جامعه شناسی را این بار با تمرکز بر جامعه شناسی آنگولاساکسون آغاز کرد. امروز در حسینیه ارشاد دکتر تقی آزاد ارمکی درباره استادش جرج ریتزر و تاثیر او بر جامعه شناسی آمریکا سخن گفت. متاسفانه جلسه امروز را نتوانستم بروم. اما این جلسات ادامه دارد و برنامه کاملش را در اینجا خواهم گذاشت.