|
نوستالژی
دلم گرفته است. هر کاری میکنم آرام نمیگیرد. یاد روزهای
خوب گذشته و خاطرات خوبی که داشتیم و دیگر نداریم، قرارم را بریده است. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 1:4 درباره میزگرد فیلترینگ
خبرگزاری مهر گزارش نسبتا مفصلی از میزگردی که خبرش را داده
بودم منتشر کرده است. این نشست از جهات مختلفی برای من جالب بود، مثلا اینکه چطور
دو تا استاد ارتباطات با قوت از اصل مساله فیلترینگ از بالا دفاع میکردند و به
دلایلی از جمله وجود سایتهای هرزهنگاری کودکان آن را لازم میدانستند. البته
هیچکدام از افراد حاضر در میزگرد از فیلترینگ سیاسی دفاع نکردند و حتی دکتر کوثری
در پاسخ به یکی از سوالهای من درباره آثار اجتماعی فیلترینگ تاکید کرد که فضای
مجازی فرصت مناسبی برای کنترل بار برخی فشارهای اجتماعی بر گرده حاکمیت است؛ مسالهای
که درک درستی از آن وجود ندارد. البته در این میان مواضع مهدیبوترابی مدیرعامل محترم پرشینبلاگ از
دوستان دانشگاهی و آکادمیک جلوتر و قابل دفاعتر بود. به هرحال من در این جلسه یکی دوبار به مساله لزوم فیلترینگازپائین
اشاره کردم، اما واژه آموزش رسانهای را همان سوادرسانهای را به کار نبردم تا ببینم افراد
حاضر عنایتی به آن دارند یا نه؟ اما کسی اشارهای نکرد و بحث مسیر عادی خود را
ادامه داد. نمونه یک نمونه جالب از این آموزش رسانهای را میتوان در یکی از
محصولات مهم مایکروسافت یعنی OneCare دید. با مراجعه
به این آدرس
با توضیحاتی درباره این روبرو میشوید که سعی کرده تعاریفی پایهای از اینترنت
ارائه دهد و در آخر هم به مخاطب حالی کند که باید مواظب باشد که فرزندانش اسیر
محتواهای نامناسب نشود، به همین دلیل هم میبینیم که یک بسته تکمیلی را پیشنهاد میکند
که والدین را قادر میسازد بر روی رفتار فرزندان خود در فضای مجازی نظارت داشته
باشند. و یا بروشوری
مثل این رسما به والدین سفارش کرده که اینترنت روزی دو ساعت بیشتر برای فرزند شما
مضر است. فکر میکنم این سبک آموزش و سپردن کنترل محتوا به نهادهای پائیندستی مثل
خانواده، مدرسه و کافینتها هم برای جریان آزاد اطلاعات مفیدتر باشد و هم اطمینان
ما از اینکه این همه انرژی جوانان برای دورزدن فیلترینگ صرف نمیشود. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 1:2 اینترنت ملی یا فیلترنت ملی؟
ظاهرا در جریان که این چیزی که به نام طرح اینترنت ملی در حال تکمیل است و عملا اینترنت در ایران را به یک شبکه محلی و محدود تبدیل میکندُ تا کنون ده میلیون سایت اینترنتی در فهرست فیلترینگ قرار گرفته اند. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 23:48 روز میزگرد
امروز یک میزگرد بود در خبرگزاری مهر با عنوان کلی«مشکلات IT در ایران» که قرار بود در آن به
مساله فیلترینگ پرداخته شود. از من هم برای اداره میزگرد دعوت شده بود. خود بچههای
خبرگزاری هم از کلیات کار جمعبندی نداشتند و کار کمی دشوار پیش رفت اما شرکت
کنندگان به سبب حوزه مطالعاتی و کاریشان اطلاعات خوبی داشتند و بحثهای خوبی را
ارائه کردند. دکترمسعودکوثری
(رئیس گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی تهران)، حمید
ضیائیپرور و مهدی بوترابی(مدیر
عامل پرشینبلاگ) میهمانانی بودند که
مراسم با آنها شروع شد و دکتر نوابخش(دانشگاه آزاد) هم در اواخر جلسه به جمع
پیوست. بحثهای متنوعی مطرح شد که متن آن به زودی روی خروجی خبرگزاری قرار میگیرد. قبلا درباره چارچوب کلی این جلسه از جادی نظر خواسته بودم که زحمت کشیده بود
و این پست را
نوشته بود، که هم خود خواندنی است و هم پیامهایی که برایش گذاشته شده است. قالب
بحث هم روی این اسکلت پیش رفت البته با مطلوب ذهنی من و شرکتکنندگان هم فاصله
زیادی وجود داشت ولی برای نخستین جلسه از یک سلسله جلسات بدک نبود. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 23:44 یک خبر فاقد ارزش خبری!
نقل اینگونه خبرها دیگر لطف زیادی ندارد... ارزشهای خبریاش
ظاهرا کم نیستند، شهرت، برخورد، مجاورت و این اواخر فراوانی هم دیگر ارزش این
خبرها شدهاست. ارزش خبری «تازگی» هم ندارند چون مدتهاست عادت کردهایم هر از
چندگاهی خبر بازداشت یکی را بشنویم و اینبار هم «عمادالدین باقی» روزنامهنگار و رئیس هیات
مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان بار دیگر روانه خانه دوم خود شده است. بار آخری که از اوین آمد دلش از آن همه نابرابری و بیعدالتی
که در زندان بود کدر شده بود؛ میگفت زندانی را دیده است که به دلیل ناتوانی در
پرداخت دیه و البته نداشتن وکیل توانا مدتها در زندان مانده است و دست آخر هم به
دلیل سقوط از بالای تخت به کف سنگی زندان ضربه مغری شده مانده روی دست همسرش با
چند تا بچه قد نیم قد. همین نابرابریهای ناشی از ناآگاهی از حقوق اولیه بود که
باعث شد بعد از زندان جدای از تمام فعالیتهای قبلیاش به دنبال گشودن باب جدیدی در
دفاع از حقوق شهروندان شود و اصطلاحا «حقوقبشری» شود. این اواخر هم که به قولی حسابی از بابت موج اعدامهای بیرویه
ناراحت بود و مشغول راهاندازی انجمن دفاع از حق حیات بود تا دستکم اعدامهای
ناشی از قصاص را، با گرفتن رضایت کاهش دهد. با وجود فضای جنگی دوروبرش از کانون صلحطلبان زیتون هم
غافل نمانده بود و همراه جمعی از دوستانش زیتونی شده بود. بیانیه تحلیل کانون زیتون به مناسبت روز جهانی صلح |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 16:48 تاریخ معاصر ایران
کتاب «ناگفتههای جنگ» از آن دست کتابهایی است که کمتر دیدهشدهاست اما حاوی نکات مهمی از تاریخ جنگ تا زمان فتح خرمشهر است. کتاب خاطرات شفاهی شهید صیاد شیرازی است که توسط دوستان او در دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری آماده شدهاست. این دفتر از معدود مراکز تاریخنگاری انقلاب ایران است که میتوان به صداقت در کارهایش مطمئن ماند. بخش زیر خاطره جالبی از مرحوم صیاد است در مورد اعزام نیرو برای کمک به حزبالله و برخورد امام با این داستان: داشتیم آماده میشدیم برای عملیات. تمام امکانات بسیج و متمرکز شد که عملیات رمضان انجام شود. از تهران اطلاع دادند که سریع بیاییم تهران. گفتند من و فرمانده سپاه بیاییم که جلسه فوری است. آمدیم. در این جلسه، مسوولین مملکت ما را مورد آگاهی قرار دادند از نظر اینکه اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرده و توطئه بزرگی رخ میدهد. گفتههایشان دلالت بر این میکرد که میخواهند حزبالله را قلع و قمع کنند. طوری جلسه پیگیری شد که حدود پنج ساعت در محل جلسه باقی ماندیم تا اطلاع دادهشد هواپیما اماده است و سریع بروید به طرف سوریه، مساله را از نزدیک پیگیری کنید و زمینه تقویت نیروهای حزب الله را از جانب ارتش و سپاه فراهم کنید. هواپیما آماده شد. حرکت کردیم و رفتیم. در آنجا، از طرف آقای حافظ اسد به استقبال ما آمدند و ما را بردند به محل اقامت ایشان. یکی دو جلسه با خود حافظ اسد گذاشتیم، با وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش آنها. در همه اینها، محور صحبت این بود که میخواهیم چکارکنیم؟ گفتیم ما میخواهیم برای تقویت حزبالله و نیروهای مبارز لبنان نیرو بیاوریم تا کمک کنند و این توطئه را در هم بشکند. تعجب کردند و گفتند: شما الان در جنگ هستید. چگونه میشود به اینجا بیایید؟ گفتیم: شما در اینجا به ما پادگان بدهید، ما میخواهیم نیرو بیاوریم. به نیروها هم آماد باش زده بودیم.یعنی یک گردان ازارتش و یک گردان از سپاه آماده بود. موفق شدیم پادگان بگیریم و از همانجا تلفن بزنیم به ایران تا نیروهایی که آماده بودند، سوار هواپیما شوند و به طرف سوریه بیایند. یک گردان از لشکر 27 بود و یک گردان از لشکر 58 ذوالفقار. اینها حرکت کردند و ما هم از آن طرف حرکت کردیم به طرف ایران. رفتیم سراغ حضرت امام گزارش بدهیم که در آنجا چه کردهایم و باید چه بکنیم. حضرت امام به گزارش گوش دادند و بعد یکباره فرمودند: این نیروهایی که بردید آنجا اگر خون از دماغشان بیاید، من مسوولیتش را قبول نمیکنم. بگویید سریع برگردند. من تا آنروز دستوری به این قاطعیت و صریح، مستقیما از امام نشنیده بودم که فرمانده کل قوا به ما مستقیم دستور بدهند که چه بکنیم. فرمودند بگویید سریع برگردند. ما اصلا تعجب کردیم که چطور شد؟ به سرعت رفتیم بیرون و دیگر به هیچکس مراجعه نکردیم و گفتیم باید این دستور را سریع اجرا کنیم. بلافاصله با سوریه تماس گرفتیم و گفتیم: گردان سریع آماده حرکت شود و برگردد. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 23:33 از عجایب شیخ ما چه عجب...
اینجا تنها دانشکده ای است که نفر اول ازمون دکترای آن به دلیل اعمال سلیقه های شخصی حذف میشود و امکان ورود به دوره را نمی یابد . . .
درددل های علیرضا کتابدار را بخوانید و به بقیه هم بگویید بخوانند |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:24 بيمارستان
بدون اطلاع قبلي (سیدحسین حسینی) |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:7 بدیهیات خبرنویسی
امروز خبرگزاری فارس خبر نادرستی در مورد فوت فرح دیبا، همسر شاه سابق ایران منتشر کرد که به سرعت در میان موبایلها نیز چرخید و در نهایت عصر امروز خود فارس در گفتگو با احسان نراقی خبر داد که فرح در قید حیات است. جدای از این مساله که منبع خبر در متن اولیه خبرگزاری فارس نامعلوم بود ادبیات به کار رفته در آن نیز جزو شاهکارهای خبرنویسی است: فرح پهلوي، همسر محمدرضا، شاه مخلوع و فراري ايران، صبح امروز در فرانسه مرد. به گزارش خبرنگار فارس، فرح كه به همراه خانواده خود پس از فرار در فرانسه زندگي ميكرد به دلايل نامعلومي صبح امروز، مرد. خبرگزاری فارس همچنین در توصیف فرح دیبا نوشته است: فرح همسر سوم محمدرضا پهلوي، شاه زمان طاغوت ايران بود كه به همراه همسر خود بعد از تاراج تمام سرمايه متعلق به مردم در پي انقلاب با شكوه ملت ايران اقدام به فرار از ايران كرد. پ.ن: توجه شود که منظور من جدای از بار ارزشی موضوع ضعف مفرط جمله بندی است. مثلا گفته اند فرح همسر شاه ایران در زمان طاغوت بوده است. خوب مخاطب خبر اولین سوالی که بعد از خواندن این جمله میکند چیست؟ مگر ما بعد از زمان طاغوت هم شاه داشته ایم؟ یا مثلا نوشته پس از تاراج تمام سرمایه متعلق به مردم ایران... به نظر شما این جمله درست است؟ * خبر در گویانیوز (http://news.gooya.com/politics/archives/2007/10/063620.php) |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 0:23 احیا
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 5:16 زن افغان
مشغول
مطالعه مقاله ای بودم درباره تصویر زنان افغان در تصاویر خبرگزاری آسوشیتدپرس که
به این عکس تاثیرگذار و جالب برخورد کردم. مقاله یک تحلیل محتوای تصویری درباره
تصاویر مخابره شده توسط AP بود و میگفت پس از سقوط
طالبان با وجود تغییر نکردن وضعیت فرهنگی اجتماعی درصد بالایی از زنان افغان، به
دلیل وجود این باور که وضعیت آنها با ورود نیروهای ائتلاف باید تغییر کند، تصاویر
مخابره شده از این زنان فاصله اجتماعی کمتر و صمیمیت بیشتری را داشته است. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 2:20 عشق رسانه ای
...
هربار مرا به عشق تو متهم کنند، احساس برتری میکنم. کنفرانس مطبوعاتی برپا میکنم؛ تصویرت را میان خبرنگاران توزیع میکنم و بر صفحه تلویزیون ظاهر میشوم، در حالی که بر آستیم جامه ام گل رسوایی برق میزند. (نزار قبانی- عشق پشت چراغ قرمز نمی ماند) |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 0:26 نگاهی به مصاحبه احمدینژاد با سی.بی.اس آمریکا
مصاحبه احمدینژاد با شبکه خبری سی.بی.اس آمریکا برای علاقهمندان به روزنامهنگاری یک کلاس درس تمام عیار بود. احمدینژاد در این مصاحبه بر فضای آن تسلط یافت و با خندههای به موقع و حملات حسابشدهاش بارها مصاحبهکننده را ناکام گذاشت. مصاحبهکننده هم البته برای گرفتن چند جواب خاص به ایران آمده بود و مرتب از رئیسجمهوری میخواست که پاسخهای صریحتر و بر مبنای آری یا نه بدهد؛ مخصوصا در مورد مساله هستهای ایران. اما احمدینژاد بارها و بارها در برابر بازی او ایستاد و نگذاشت خبرنگار فوق آنگونه که میخواهد بازی را اداره کند. برای کسانی که میخواهند درمورد مصاحبه تجربه کسب کنند دیدن مصاحبه احمدینژاد به لحاظ تاکتیکی میتواند مفید باشد.
نکته دیگر اینکه رئیسجمهوری چندبار مصاحبهکننده را با پرسشهای خود به موضع مصاحبهشونده انتقال داد و کنترل کامل مصاحبه را در دست گرفت. مثل آنجا که پرسید تو بوش را چگونه آدمی میبینی و خبرنگار سی.بی.اس پاسخ داد: عمیقا مذهبی مانند شما؛ و این جمله کنترل مصاحبه را کاملا به دست وی داد تا چند دقیقه درباره اینکه چرا بوش مذهبی نیست سخن بگوید بدون اینکه مصاحبه کننده از قبل خواسته باشد وارد چنین بحثی شود. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 2:15 |
|




