|
شعری زیبا از خاقانی شروانی
آمد
نفس صبح و سلامت نرسانید بوی
تو نیاورد و پیامت نرسانید یا
تو به دم صبح سلامی نَسپردی یا
صبحدم از رشک، سلامت نرسانید من
نامه نوشتم، به کبوتر بسپردم چه
سود که بختم سوی بامت نرسانید باد
آمد و بگسست هوا را زره ابر بوی
زره غالیه فامت نرسانید بر
باد سپردم دل و جان، تا به تو آرد زین
هر دو ندانم که کدامت نرسانید عمری
است که چون خاک،جگر تشنه عشقم و
ایّام به من جرعه جامت نرسانید نایافتن
کامِ دلت،کام دل تُست بس
شکر کٌن از عشق که کامت نرسانید |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 1:25 یک قرار اخلاقی
نسخه
قاچاق فیلم سنتوری به بازار زیرزمینی آمده است، اتفاقی که مهمترین پیامدش نابود
شدن سرمایهگذار این کار است. به هر حال بحثهای مربوط به سانسور این فیلم آنقدر
ادامه یافت تا قاچاقچیهای عزیز وارد عمل شدند و از شکافی که در اثر نادانی
سانسورچی به وجود میآید بهترین استفاده را بردند. ![]() *شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی برای کسانی که این دی.وی.دی غیرمجاز را میخرند اعلام شدهاست تا اینگونه پایبندی خود را به حقوق دیگران ثابت کنند. گزارش مفصلی دراینباره را از اینجا بخوانید: رادیو زمانه |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 14:53 کتاب بخوان
کتاب جدید دوست نویافتهام محسن فرجی درباره مرحوم استاد«احمد بیرشک» منتشر شده است. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:32 غیاب نظامنامه مطبوعاتی و مشکلات آن
بخشنامه اخیر رئیس قوه قضائیه خطاب به نشریات مبنی بر ممنوعیت انتشار تصاویر مربوطه به اعدامهای انجام شده در ملاعام واکنشهای مختلفی را برانگیخته است. از يکسو میتوان به این بخشنامه نگاهی مثبت انداخت. همانگونه که اخیرا دغدغههایی مبنی بر لزوم اصلاح وضعیت از همگسیخته انتشار محتواهای خشونتآمیز در مطبوعات مطرح شده است؛ در حقیقت مطبوعات و سازمانهای رسانهای از جمله صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برای بیشینه اثرگذاری بر مخاطب در انتشار تصاویر خشونتآمیز ملاحظات گروههای آسیبپذیر را در نظر نمیگیرند. نمونه بارز این رویکرد را میتوان در پخش بدون اعلام قبلی اعدام صدام از برنامه خبری ساعت هشت و نیم شبکه دو، که از بخشهای پربیننده خبری نیز به شمار میرود، اشاره کرد. در نمونههای محلیتر نیز میتوان به پخش تصاویر اعدام مجرمان مشهور اشاره کرد، تصاویر این اعدامها نیز دراغلب در مطبوعات عامهپسند و کمتر در صفحات حوادث روزنامههای قابل ردیابی است، شاید برخی از ما هنوز تصویر تمام صفحه جنازه «خفاش شبهای تهران» را که از جمله برهمزنندگان آرامش روانی جامعه بود،در مطبوعات به یاد داشته باشند؛ تصاویری که برای مخاطبان رسانهها همچون انبوه جمعیتی که برای دیدن صحنه اعدام آمده بودند به منزله آرامش دوباره در تهران بود، آرامشی که خیلی زود با پیچیدن اخبار قتلهای مشابه و حتا فجیعتر نشان داد چه میزان حبابگونه بوده است و نمایش تبلیغاتی مسوولان انتظامی با حمایت مطبوعات چگونه به بازتولید ناامنی روانی در جامعه منجر شده است. مثال دیگری از بیتوجهی به مخاطب را میتوان در این یادداشت کریمارغندهپور، دبیر سابق انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، ملاحظه کرد. صرفنظر از ابعاد جرمشناسانه و اجتماعی و مذهبی اعدام، رسانههای ایران معمولا نسبت به پوشش خبری چنین رویدادهایی سلیقه کافی به خرج نمیدهند و با استناد به بحث عینیت و بیان حقیقت نسبت به درج آنها اقدام میکنند؛ در حالیکه در نظامنامههای اخلاقی مختلف از جمله نظامنامه اخلاقی انجمن روزنامهنگاران حرفهای چهار اصل کلی برای روزنامهنگاران تعریف میشود: نخست بیان حقیقت، دوم کاهش آسیبها، سوم مستقل بودن و چهارم مسوول بودن؛ یعنی نگاه مسولانه به مساله آسیبهای اجتماعی از جمله مسوولیتهای اخلاقی روزنامهنگاران است. بیتوجهی به لزوم تدوین چنین آئیننامهای از سوی نهادهای غیردولتی مطبوعات در ایران،سبب شد تا رئیس قوه قضائیه که در سالهای اخیر تلاش بسیاری برای پاکیزه کردن چهره این نهاد انجام داده است، در بخشنامهای درج تصاویر اعدام را در نشریات ممنوع اعلام کند. ممنوعیتی که بیش از اینکه دغدغه ذهن مخاطب ایران رسانه را داشته باشد، احتمالا بیشتر نگاه به بازتابهای منفی این پوشش خبری در رسانههای بینالمللی دارد. به هر حال این بخشنامه که به نوعی محدودسازی مطبوعات از سوی یک نهاد دولتی محسوب میشود با عکسالعمل انتقادی علیمزروعی دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران روبرو شد. انتقاد مزروعی به استناد این بود که بخشنامه رئیس قوه قضائیه بر خلاف قانون اساسی و تحدید آزادی مطبوعات است. عکسالعمل انجمن صنفی روزنامهنگاران البته در جایگاه نهاد مدافع آزادی مطبوعات عکسالعملی به جا بود، اما متاسفانه نظیر بسیاری از دیگر بروندادهای این انجمن عکسالعملی و معطوف به کنش نهادهای دیگر بوده است و فاقد جنبههای پیشگیرانه و توسعهای در عرصه مطبوعات بوده است. به هر حال چنین بخشنامهای یادآورد آن ضربالمثل معروف است که حرمت امامزاده با متولی آن است و تا زمانی که انجمن صنفی روزنامهنگاران به عنوان تنها نهاد غیردولتی روزنامهنگاران ایران نسبت به تدوین چنین نظامنامههایی با کمک اصحاب مطبوعات اقدام نکند باید هر روز منتظر دخالت دیگرانی در این حوزهها باشد که کمتر دغدغه توسعه مطبوعات را دارند. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 1:24 دو سند برای اطلاحطلبی پیشرو
1. 12 بهمن سال 1381است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اعتراض به غیررقابتی و فرمایشیشدن انتخابات تصمیم به استعفای جمعی گرفتهاند و قریب به دویست نماینده استعفا میدهند. متن استعفا را ابتدا محسن میردامادی و با تمامشدن وقت او علی مزروعی، نمایندگان تهران و اصفهان، میخوانند و تمام دیگر نمایندگان مستعفی دور آنها حلقه میزنند و همراه با آنها به طرح استعفای خود رسمیت میبخشند. از آن جمع امروز آیتاله عبایی خراسانی و احمد بورقانی به دیدار حق شتافتهاند. شاید هنوز نمایندگان اصرار مرحوم عبایی را که علیرغم بیماری حاضر نشد تا آخرین بخشهای قرائت متن بر روی صندلی قرمز رنگ پارلمان در کنار معدود نمایندگانی که با بهت اتفاق پیش روی را نگاه میکردند، بنشیند و ایستاد و بر استعفای خویش تاکید کرد، به یادداشته باشند. متن استعفانامه آنقدر واضح و صریح است که میتوان به آن به عنوان خط فاصلی برای آینده نگریست؛ خط فاصلی میان آنهایی که بعدها شدند اطلاحطلبان پیشرو و آنها که دوم خردادی باقی ماندند. بدینگونه استعفای نمایندگان مجلس ششم تبدیل به جهشی در جنبش اصلاحطلبی ایران شد، که در تمام تقسیمبندیهای بعد از آن میتوان از آن به عنوان یک نماد و یک شاخص استفاده کرد. 2. نمایندگان مستعفی مجلس ششم در متن استعفا اشاره کردند که حاضر نیستند ننگ انتخابات فرمایشی را بپذیرند؛ هنوز صدای میردامادی در گوش علاقمندان به مباحث سیاسی است که در اشاره به رد صلاحیتهای گسترده داوطلبان نمایندگی، میگوید: «با روندی بیسابقه و شگفت روبرو هستیم که در صورت تداوم، فرجام شوم آن بلاموضوع شدن انتخابات، بی اثر شدن رای ملت و تشکیل مجلسی مطاع و ثناگوی قدرت و در نتیجه هضم جمهوریت خواهد بود.» و علی مزروعی با لهجه شیرین اصفهانیاش سخن را تمام میکند: «ما یقین داریم راضی نخواهید بود ننگ و نکبت به برباد رفتن جمهوریت نظام به کام اقتدارگرایان اما به نام اصلاحطلبان تمام شود...آنها قرار گذاشتهاند جمهوریت نظام را نابود و اسلامیت آن را مسخ و به اسلامی طالبانی و بیگانه با مردم تبدیل کنند...از این رو استعفای رسمی خود را از نمایندگی مجلس ششم اعلام میداریم... انتخاباتی که نتیجه آن از پیش تعیین شده است خیانت به آرمانهای ملت در انقلاب اسلامی، فاقد مشروعیت، غیرقانونی و نتایج آن برای ملت پذیرفته نخواهد بود و ما نیز در چنین انتخاباتی شرکت نخواهیم کرد.» 3. خط قرمز اصلاح طلبی در استعفای هرچند دیرهنگام مجلسيها پررنگ شد. اما در آن جلسه مهم مجلس یک اتفاق دیگر هم افتاد. مهدی کروبی رئیس مجلسی که این روزها بیش از همیشه از دوران ریاست خود برمجلس ششم تبری میجوید، در سخنانی آتشین با ابراز تاسف از شرایط پیشآمده گفت که منظور قانونگذار این سطح از دخالت شورای نگهبان نبوده است. پیکان حملات مهدی کروبی در آن جلسه بیش از آنکه مجموعه حاکمیت باشد به سوی یک نفر یعنی رئیسشورای نگهبان نشانه رفت و در نهایت این جمله کروبی که من و آقای خاتمی داریم درباره ردصلاحیتها با رهبری مذاکره میکنیم در مجلس طنینانداز شد. بدین ترتیب جریان دوم در جنبش اصلاحات همان روز شکل گرفت. 4. بند پایانی استعفای نمانیدگان یک نکته تعیینکننده دیگر نیز داشت: «یقین داریم هر فرد و یا مرجعی که دل در گرو عزت و سربلندی این کشور و ملت و آرمانهای انقلاب و میراث امام دارد وحاضر به برگزاری چنین انتخاباتی نخواهد شد. تاریخ به حقایق چشم فرو نخواهد بست» وزارت کشور و استانداران محمدخاتمی درآن شرایط در حالیکه خاتمی در جمع استاندارانش که به دنبال نمایندگان استعفا داده بودند گفته بود صبر کنید تا اگر شرایط بهبود نیافت با هم استعفا میدهیم؛ بدون در نظر گرفتن حساسیتهای نمایندگان مجلس پشت آنها را خالی گذاشتند وتن به برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس هفتم دادند. برگزاریای که صرفنظر از بایدها و نبایدهای آن به هر حال اولین انحراف از شاخصهای اصلاحطلبی پیشرو به شمار میرود. 5. روزها گذشته است و این روزها محمدخاتمی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی به عنوان شاخصها و رهبران اصلاحات در روزنامهها معرفی میشوند و چشمان همه به آنهاست که ببیند از جلسات مشترکشان چه بیرون میآید، درحالیکه در انتخابات متفاوت مجلس ششم که هم اصلاحطلبان در قدرت بودند و هم این سه نفر از نفوذ بیشتری برخوردار بودند هیچ بروندادی از این جلسههای بدون نتیجه عاید اصلاحطلبی نشد و از این پس نیز نخواهد شد. نه مهدی کروبی و نه محمدخاتمی هیچکدام شاخصهای اصلاحطلبی را ندارند، خاتمی برگزاری انتخابات غیررقابتی و فرمایشی مجلس هفتم را در کارنامه دارد و کروبی هم با رویکردهایی که اخیرا از خود نشان داده است تکلیفش نزد فعالان سیاسی روشن است و بیش از هر زمان دیگری به دنبال ماهیگرفتن از آب گلالود این روزهای اصلاحات است. پوشش خبری خاص صداوسیما به سخنان و رفتار کروبی و برجسته کردن او در برابر اصلاحطلبی پیشرو نشان ازجایگاه او در معادلات محافظهکاران دارد. معادلاتی که از او به عنوان جایگزین بیخطر اصلاح طلبان پیشرو بهره میبرند. محمدخاتمی هم با وجود تمام احترامی که برایش قائل هستیم به هر حال مرد میدان سیاست نیست و با یکی به میخ و یکی به نعل کوبیدنش گرهای از اصلاحات باز نمیشود و اصولا او به اندازه کافی وعده عملنشده دارد. آقای هاشمی نیز علیرغم تفاوت برجسته با دو نفر دیگر به هر حال جز سران اصلاحات به شمار نمیرود و موضوع بحث بنده هم نیست. حرف آخر اینکه اصلاحطلبی ایرانی باید اتکای خود را به چهرههایی که خیری در برجستهساختن آنها نیست قرار ندهد و به قول برخی دوستان چشم به رهنمودهای آنها نداشته باشد. از سویی دیگر اصلاحطلبان حتا به قیمت خروج کامل از چرخه قدرت نباید بیش از این تن به انتخابات غیررقابتی دهند، برای سرشکستگی، برگزاری انتخابات مجلس هفتم کافی است. به عقیده من اصلاح طلبان که در جوانی خود از منتقدان تند مهندس مهدی بازرگان بودند بهتر است برای خیرخود در میانسالی به وی اقتدا کنند و به جای آنکه به دنبال حضور در قدرت به هر قیمتی (به ورایت مهدی کروبی) و یا به هر بهانهای و تا پای حذف فیزیکی (به روایت عبداله ناصری) باشند به دنبال ادای دینی باشند که مدعی هستند جامعه بر دوش آنها نهادهاست. هر روز که از رحلت مهدی بازرگان میگذرد بیشتر راه او و منش او در دلها محترم شمرده میشود و بیشتر از صداقت و راستکرداری او سخن به میان میآید، مردی که گرچه قدرت او را رها کرد، اما او به قدرت نچسبید و برای همیشه آبرودار میان مردم باقی ماند. امروز هم که نطقهای مجلس مهدی بازرگان را گوش میدهیم سخن از لزوم برگزاری انتخابات ازاد است و تن دادن به اصول دموکراسی و اخلاق سیاسی. حرفهایی که هنوز تازه هستند. استعفای مجلس ششم و عملکرد مهندس بازرگان به عنوان دو سند قابل اتکا در تاریخ سیاسی انقلاب ایران قابل اتکا هستند و بر اساس آنها میتوان راهی به سوی آینده یافت. راهی که به نظرمن حتما نباید با حضور در قدرت ختم به خیری را برای آن تصور کرد. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:21
نانوا هم جوش شیرین میزند ... بیچاره فرهاد!
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 23:59 عمید زنجانی چگونه آمد؟
صبح است، دفتر را آب و جارو کردهاند و قرار
است خبرهای مبنی بر تغییر فرجی دانا بر سر زبانهاست. قرار است همین روزها مراسم
تودیع او برگزار شود ولی هنوز بر سر جانشین او حرفی نشده است.
ناگهان در اتاق آقای رئیس باز میشود؛ نیم ساعتی به زمان معمول حضور آقای رئیس مانده است. حاج اقا عمید استاد دانشکده حقوق میآید و بدون سلام و علیک درست با مسوول دفتر، درب اتاق رئیس را باز میکند و وارد اتاق میشود. مسوول دفتر کمی جا میخورد ودنبال حاج آقا وارد اتاق میشود و در نهایت تعجب میبیند که حاجآقا پشت میز آقای دکتر نشسته است. با دست به مبلمان اتاق اشاره میکند و میگوید: حاج آقا تشریف داشته باشین الان آقای دکتر میآن. عمید نگاه غضبناکی میکند و میگوید: تماس بگیرید بگید که دیگه لازم نیست بیان. مسوول دفتر بهتزده اتاق را ترک میکند و به فرجیدانا زنگ میزند. اقای دکتر ببخشید، یک مشکلی پیش اومده... فرجیدانا چند دقیقه مانده تا وارد محوطه دانشگاه شود. با شنیدن این خبر پای تلفن به مسوول دفترش میگوید: باشه فقط به حاجآقا بگویید یک ساعتی را اعلام کنند، دستکم من برای جمع و جور کردن وسایلم یک سری به دفتر بزنم. عمیدزنجانی چگونه رفت؟ یادداشت نسبتا محافظه کارانه خانم توحیدلو را بخوانید |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 10:24 پرواز احمد بورقانی
دیروز از قول کورت ونهگارت نوشتم: هیچکس از زندگی جان سالم به در نمیبرد. و ساعاتی بعد خبرش را شنیدم؛ احمد بورقانی از معدود روزنامهنگاران پاکیزه قلم و وارسته نفس این روزها به رحمت خدا رفت. متاسف شدم برای جامعه مطبوعاتی و برای سهام ... * مردمطبوعاتی سازشناپذیروقتی آدمهای متفاوت حرفهای یکسان میزنند: * مدیری که برای جامعه استعفا کرد *احمدبورقانی عین آدمیت *احمدبورقانی آخرتی هست *در رثای بورقانی کارتون نیکآهنگ ___ رفتن او تنها کم شدن شمار از جمعيت روشنفکران و سياستمداران و روزنامه نگاران نبود، مرگ بورقاني کاهش در عدد و رقم نيست، کاهش در کيفيت فضاي سياسي و اجتماعي است. در جامعه يي که براي روشنفکران سياستمدار و سياستمداران روشنفکر مجال و امکان تاريخي محدود و منوط به تجربه هاي سخت و خصوصيت هاي ويژه است، خودساختگي و خودپرداختگي بورقاني سرمايه يي برجسته بود. دکترهادی خانیکی ـــــ مجموعه نوشتهها در مورد احمد بورقانی |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:19 فرار مغزها
یک جوان ایرانی که در دانشگاه Memorial University کانادا در مقطع دکترای مهندسی مشغول به تحصیل است، به جرم تعرض به یک دختر در آسانسور دانشگاه به دو ماه زندان محکوم شده و حق ورود به پردیس دانشکده را ندارد. قاضی محلی حکم داده پس از پایان محرومیت نیز، باید شرایطی مهیا شود تا این دو دانشجو همدیگر را ملاقات نکنند. زیرا دختر بیست ساله دچار مشکلات روحی شده و آرامش خود را از دست داده است. این برادر بزرگوار نخبه فرمودهاند در آسانسور با دیدن پوشش همکلاسیاش اختیار از کف داده است. مطابق گفتههای شاکی در دادگاه، متهم وی را محکم بغل کرده و سر و بالاتنه او را بوسیده است. اصل خبر اینجا |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 21:53 ماهانه مطبوعاتی!
-سلام، من از روزنامه ... زنگ میزنم. میتونم با رئیس سازمان صحبت کنم
- بله گوشی ... -بفرمائید - بنده از روزنامه ... زنگ میزنم. با توجه به اهمیت سازمان شما ما قصد داشتیم اخبار مربوط به آن را پوشش کاملتری دهیم. - بله حتما، لطف شماست. با توجه به انگلیسی زیان بودن روزنامه فکر کنم مخاطبان شما به این حوزه علاقه هم نشان دهند. - خواهش می کنم، فقط یک نکته را بگویم که شما لطف میکنید و ماهانه مبلغ 250 هزارتومان به ما در قبال این کار میپردازید. - [مدیر در حالیکه وا رفته است] بله شما هفته دیگر تماس بگیرید و مسوول روابط عمومی مذاکره کنید. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 11:56 بوق اشغال
یک مثلا همکار، در تحریریه یک سازمان شبه خبری نشسته است... تلفن داخلی زنگ می خورد، میرود به اتاق دبیر مربوطه و فاکسی را که یک دوست از یک نهاد دولتی فرستاده است از او میگیرد. بر اساس محتویات فکس خبری اختصاصی از قول منبع اگاه منتشر میشود... ماهنامه زنان توقیف شد احتمالا هنوز حکم به دست بچههای نشریه نرسیده که خروجی سازمان خبری فوق بر روی صفحه مانیتور دهنکجی می کند و بعد بمب اس.ام.اسی منفجر میشود، اتهام خاصی هم وجود ندارد به جز اینکه مثل روزنامه هممیهن و جمهوریت محتوای نشریه به مذاق اصحاب قدرت خوش نیامده است. عملکرد فراقانونی هیات نظارت بر مطبوعات مورد اعتراض نهاد صنفی قرار میگیرد... اینجا ××× شماره قبلی بولتن انجمن با همت آرش حسننیا و باقی همکاران به مساله امنیت شغلی اختصاص یافته بود. که ظاهرا هر روز مصداق بیشتری مییابد اینجا ××× هنوز خبر روزنامه قبلی که لغو امتیاز شد در گوشم زنگ میزند و البته بیخبر هم نیستم که روزنامههای روی دکه هم از آن تلفنهای دوستداشتنی بهشان میشود که فلان مطلب را نوشتید خوب نبود تکرار شوذ برخورد میشود» و گوشی قطع میشود و بوق ممتد اشغال و مدیرمسوولی که هراسناک سردبیرش را صدا میزند که فلانی سرجدت تیتر دیروز رو ماستمالی کن.... ××× این هم روزنامهنگاری سیاسی ماست که هر روز بیشتر به الگوی مطبوعات اقتدارگرا نزدیک میشود یعنی بعد از این همه سال روزنامهداری هنوز وقایع اتفاقیه بهترین الگوی رسانهای است. مداح و دولتی. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 17:11 ارتباطات تعارض
به این خبرها نگاهی
بیاندازید: حمله
به یک خبرنگار آلمانی در قزاقستان روزانه با دهها
خبر در رسانهها روبرو میشویم که ناشی از سطوح گوناگون تعارض در سطح جوامع محلی و
جهانی است و غالبا هم این خبرها به علت ارزش خبری برخورد در کانون توجه و در صدر
اولویتهای خبری رسانهها قرار میگیرند. افزایش این روند، سبب افزایش مطالعات
مربوط به وضعیت رسانهها در برخورد با این تعارضها شده است. «ارتباطات تعارض»
(Conflict
Communication) در سطح ارتباطات میانفردی،
خانوادگی، جماعتی، سازمانی و بینالمللی به بررسی نقش رسانهها در پیشگیری و
مدیریت و در نهایت بازسازی آثار ناشی از تعارضهای مذهبی،قومی و ملی میپردازد. انتشارات Sage امسال نخستین
ویرایش دستنامه ارتباطات تعارض خود را منتشر کرده است. که به زودی یک نسخه از
ان به دستم میرسد و کتاب بسیار خوبی است. در حقیقت گرایش به بهرهبرداری از ظرفیتهای
ارتباطات برای بهبود تعارضها در راستای موجی در مطالعات رسانهای است که از
روزنامهنگاران میخواهد رؤیای «عینیت» را کنار بگذارند و کمی به نفع جامعه از
فرصت ارتباطات بهره گیرند. در اینجا میتوانید یک پاورپوینت
به زبان انگلیسی درباره نسبت ارتباطات و تعارض بیابید. یک نسخه از
زیرمجموعههای این مبحث مهم در ارتباطات همان بحث دوست داشتنی «روزنامهنگاری
صلح» است که در سطح ملی و بینالمللی به دنبال رفع تعارض است. موضوع ارائه من در
کلاس درس «پوشش خبری» این ترم با دکتر علی محمدی همین بحث بود به همراه یک مورد
پژوهی ساده ؛که بعضی از اسلایدهای کلاس را به صورت فلش آماده کردهام. دوستانی که
مایل هستند نگاهی بیاندازند اینجا را کلیلک کنند.
چند مطلب هم در مورد روزنامهنگاری صلح در سایت شاخصیام گذاشتهام، از اینجا ببینید. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:40 شبگردیهایی برای فرار از امتحان
بالاخره صدای استاد درآمد
انتقاد حسین قندی از آئیننامه حرفهای کار روزنامهنگاری ××× یادش بخیر بچگیها: داشت عباسقلیخان پسری، پسر بی ادب و بیهنری .... مهردادبذرپاش روزنامهنگار میشود ××× روزنامه همشهری عصرانه هم منتشر میشود دکترمحکی گفته شماره عصرانه نخبهگراتر است ××× روزنامه ایران بعد از 15 روزنامه استانی که ضمیمه ایران در چهارصفحه در استانها منتشر میشود، بنادارد یک روزنامه عصرانه منتشر کند؛ پیش به سوی پراودای اسلامی! ××× فرانسپرس استفاده از ویکی پدیا به عنوان منبع خبری را ممنوع کرد دشمنی بابابزرگ با نوه بازگوشی که یکروز خانهاش را خراب میکند |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 1:41 برای خنکای دل....
«امتحان»، به معنی که ما در ذهن میشناسیم، آفت علم، تخدیر کننده هوش و سوهان روح است و ابزاری برای استثمار ذهن دانشجو در خدمت نظام عقب مانده آموزشی و از آخرین بازماندههای نظام پدرسالاری ....
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 14:48 حقوق مردان
گاهی با خودم فکر میکردم، چرا فیلد مطالعاتیای به نام «مطالعات مردان» نداریم؟ در حالیکه مطالعات زنان تبدیل به یک گرایش فوق لیسانس هم شده است و درباره آن کارهایی صورت گرفته؛ به هر حال این پرسش با من بود تا در دایرکتوری گوگل با زیرشاخهای به نام مطالعات مردان (Men's studies)برخورد کردم. جالب اینجاست که برخی از سایتهای اصلی این حوزه از سوی شرکت داتک فیلتر شدهاند: http://www.mensstudies.com http://xyonline.net http://web2.airmail.net/ktrig246/out_of_cave/mf.html حالا بقیه لینکها را خودتان یک نیگاهی بیاندازید... اما فکر کنم مردها هم باید یک کمپینی در مورد اینکه چرا سایتهای مربوط به مطالعات مردان و مردانگی (Masculinity) را فیلتر کردهاند راه بیاندازیم. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 23:56 انتخابات آزاد و رقابتی و پرشور
عيسي كلانتري (وزير كشاورزي دولت خاتمي)، احمد خرم (وزیر راه و ترابری دولت خاتمی)، ،جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم ) ، محسن آرمین( نماینده مجلس ششم و سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ) ، داود سلیمانی ( نماینده مجلس ششم ) ،فاطمه راکعی ( نماینده مجلس ششم )، الياس حضرتي ( نماينده سابق مجلس ) ، علی مزروعی ( نماینده مجلس ششم) ، علي شكوريراد (نماینده مجلس ششم)، عباس میرزا ابوطالبی(قائم مقام حزب همبستگی) ، جهانبخش خانجاني (سخنگوي وزارت كشور دولت خاتمی )، مرتضی الویری(شهردار اسبق تهران) ، عبدالله ناصری (سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در دولت خاتمی) ، نجفقلی حبیبی( رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی). زهرا نژاد بهرام ( معاون سابق فرماندار تهران )، آذر منصوری ( عضو جبهه مشارکت) ، مجيد فراهاني( عضو جبهه مشارکت) ، يدالله اسلامي (دبير كل مجمع ادوار مجلس شوراي اسلامي) ، فرج کمیجانی (دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی)، علیرضا تابش( مدیر کل دفتر وزارتی وزارت ارشاد در دولت خاتمی ) ، سعید شریعتی ( عضو جبهه مشارکت ) ، كسري نوري (سردبیر روزنامه ایران در دولت خاتمی)، احمد شيرزاد(نماينده دوره ششم مجلس) ، شمسالدين وهابي (نماينده مجلس ششم) ، سهيلا جلودارزاده(نماينده فعلي مجلس) ، جواد اطاعت(نماینده سابق مجلس)، سید محمود میر لوحی (معاون پارلمانی وزارت کشور در دولت خاتمی) ، محمدجواد حق شناس (مدیر کل سیاسی سابق وزارت کشور)، ،ابوالفضل شكوري (نماینده سابق مجلس ) ، حمیدرضا جلایی پور( فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) ،علي اصغر خداياري(معاون وزیر علوم دولت خاتمی )،مسعود سلطاني فر (استاندار در دولت خاتمی) ، ملاوردي (عضو كميسيون زنان جبههي مشاركت)، محسن رهامی ( استاد دانشگاه )، فریده ماشینی ( عضو شورای مرکزی و ریئس کمسیون زنان جبهه مشارکت )، محسن رهامي ( استاد دانشگاه )، حميد رضا جلايي پور ( عضو جبهه مشارکت )،فخر السادان محتشمي پور ( عضو جبهه مشارکت )، مصطفي تاج زاده ( معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی و عضو جهبه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، محمد سلامتی(دبیرکل سازمان مجاهدین).بهزاد نبوی( نایب رئیس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، مرتضی حاجی (وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی) ...
فقط در حوزه انتخابیه تهران رد صلاحیت شدند
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 23:31 تنها نمیمانید
پس از یک سال دوری، برای شماره اخیر هزارتو نوشتم؛ موضوع این شماره تنهایی است و نوشته من درباره اینکه با رشد وتوسعه فنآوری دیگر تنها نمیمانیم ... |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 1:16 |
|




