|
درباره رسانه
|

به
یک بازی دعوت شدهام درباره آرزوهای محال و اینکه درباره چندتایی از آنها بنویسم،
راستش من از کودکی خیالپرداز بودم، اما هیچوقت آرزوهای بزرگ نداشتم، یعنی
خیالاتم آنقدر عجیب و غریب هستند که از آرزو بودن فراتر میروند. به هر حال اول
چند تا از این خیالهای بامزه را مینویسم بعد یکی دو تا آرزو...
خیال
اول: دوست داشتم فوتبالیست بزرگی شوم، از اینهایی که توپ را برمی دارند از این ور
زمین تا اونور همه بازیکنها رو دریبل میزنند و یا شوتهای آنها از 30 متری
زیرطاق دروازه را میلرزاند؛ بعد هم برم در بازی استقلال –پرسپولیس و انتقام ۶
تای 52 را از این لنگیها بگیرم!
خیال
دوم: دوست داشتم متخصص چشم شوم و برای نابینایان چشم مصنوعیای بسازم که بتوانند
به کمک آن ببینند (بعدا فهمیدم این چشم اختراع شده است و از بنده رفع تکلیف شد،
آمدم روزنامهنگار شدم!)
خیال
سوم: دوست داشتم به قول محسن فرجی سوزنبان باشم در یک ایستگاه دورافتاده در یک
دره کوهستانی و همیشه مهآلود؛ که از هر بیست تا قطار یکی بیاستد تا کمی آب و غذا
و کتاب برایم بیاورد!
خیال
چهارم: یک اسباب بازی فروشی نزدیک خانهمان در بلوار ابوذر بود که من در سن 12
سالگی هر روز از جلوی آن رد میشدم و به یک ست اسباب بازی که شامل ماشین آتشنشانی
و وسایل آن بود و ان موقع ۶000 تومان پولش بود نگاه می کردم؛دوست داشتم پدرم زیر
بار میرفت و آن را برایم میخرید.
و
اما آرزوها:
نخست:
آرزو دارم که من و زهرا مجبور نباشیم همزمان با این حجم از درس و
کارهای داوطلبانه دیگری که بر عهده گرفتهایم، این همه کار کنیم و اول ماه لیست
هزینهها و قبضها و دفترچه قسط را جلویمان بگذاریم و یک نگاه به آنها بکنیم و یک
نگاه به انبوه اسکناسهای رنگارنگی که باید خرج این زندگی عزیز شوند.
دوم:
مادربزرگ و پدربزرگ پدریام قبل از ازدواج من از دنیا رفتند، اما به خصوص
مادربزرگم خیلی برای اینکه من را در لباس دامادی ببیند بیتاب بود و مهلت نیافت،
کاش بود و میدید این روزهای من را.
سوم:
یعنی میشه یکی از این جایزههای 4۶ میلیونی بانک رفاه را ببرم؟
نکته:پیشتر محسن فرجی من را به یک بازی در مورد کتابهای ناخواندهام دعوت کرده بود، آنقدر زیاد بودند که روی آن را پیدا نکردم درباره این حجم از کتابی که همهشان مهم بودند اما ناخوانده، بنویسم. اما فکر کنم کتاب مرشد و مارگاریتا را که از خود محسن قرض گرفتهام، فعلا یکی از آنهایی شده که خیلی چشمک میزند و من نمیرسم دستی به سر و رویش بکشم!
دعوت از: زهرا
تلویزیون
ایران چندی است در برنامههای مختلف تلویزیونی به بهانههای مختلف بحث تعدد زوجات
را پیش میکشد و با موجه جلوهدادن این مساله، سعی در فضاسازی روانی و انگارهسازی
مثبت دارد. پس از لایحه پرسروصدای دولت در رفع موانع ازدواج مجدد برای مردانی که
دارای تمکن مالی هستند، به نظر میرسد در ساختار سریالهای تلویزیونی صداوسیما گرایشی
به از میان بردن تصویر منفی این عمل در اذهان مخاطب نیز مورد توجه قرارگرفته است.
سریال
تلویزیونی «پبامک از دیار باقی یکی از آخرین نمونهکارهای «رسانه ملی» درباره
مساله ازوداج مجدد است »، که در نوروز از شبکه اول تلویزیون پخش شد و مجموعهای از
بازیگران محبوب و توانمند سینما و تلویزیون در آن به ایفای نقش پرداختند. محمدرضا
شریفینیا، به عنوان نقش اول این سریال نقش کلیشهای مرد دوزنه و خوشبیانی را
بازی میکند که در سالهای اخیر در آن کلیشه شده است و نقشهای زیادی را مشابه این
بازی کرده است. از نقش ایرانی ثروتمند در فیلم «آدمبرفی»، تا نقش اول فیلم
سینمایی «دنیا»، تا پیامک از دیارباقی؛ شریفینیا نقش مردی را بازی میکند که
دوبار ازدواج کرده است و برای فرار از دست طلبکاران، نقشه مرگ نمایشی خود را اجرا
میکند. وقتی فرزندانش با همسر دوم او در گورستان مواجه میشوند با عصبانیت سراغ
پدر خود میروند و او میگوید که این خانم معلم زبان من بود و چون دیدم خانمی با
این توانایی خوب نیست سایه کسی بالای سرش نباشد! با او ازدواج کردم. و یا در سکانس
دیگری خطاب به روحانی مسجد میگوید خلاف شرع نکرده است و روحانی نیز به او تاکید
میکند که باید عدالت را رعایت کند و نباید پیش از این به همسرانش دروغ میگفته
است. نکته جالب دیگر درددل همسر اول وی در شب به خاکسپاری او است که به وی حق میدهد
که به دلیل باردار نشدن او بعد از دو پسرشان و به دلیل علاقه به دختر داشتن به
سراغ زنی برود که برای او دختر بیاورد!
پیام
آشکار سریال پشیمانی یک کلاهبردار و بازگشت او به سوی پروردگار به کمک روحانی محل
است. اما از سوی دیگر مساله ازدواج دوم او و دوستی و همسازی نهایی دو همسرش در دو
طبقه از یکخانه به عنوان جنبه سرگرمکننده سریال و در حقیقت پیام پنهان آن است.
تحلیل
چارچوبی یکی از گونههای تحلیل محتواست که به روش های غیرکمی پهلو میزند و با
بررسی پیام چارچوبهای آن را استخراج میکند. با نگاهی از این منظر برخی از چارچوبهای
ساخته شده توسط سریال «پیامک از دیار باقی» اینها هستند:
· تاکید بر خلاف شرع نبودن این کار
· تاکید بر کمک به یک زن بدون سرپرست از
طریق ازدواج با او
· پذیرش حق هسمر دوم و فرزند او در زندگی
· همسازی دو هوو و حتا دوستی و توافق آنها
· پذیرش ساده فرزندان مرد درباره ازدواج
مجدد پدرشان
· پذیرش این مساله که مردان بالاخره دلیل
موجهی برای ازدواج دوم دارند
این
چارچوبها در بخشهای مختلف این مجموعه تلویزیونی مورد تاکید قرار گرفت و سایر وجوه
قابل توجه در مساله ازدواج مجدد، نظیر عهدشکنی مرد نسبت به همسر اولش و مسائل و
مشکلاتی که عموما خانوادههای مشابه با آن روبرو هستند، نادیده گرفته شده و تصویری
ملایم و قابل قبول از ازدواج مجدد مردان برای مخاطب تصویر میشد.
با آن همه راستی که میزان دارد میل از طرفی کند که زر بیشتر است
سعدی
بیش
از هشتاد سال است که روزنامهنگاری ورزشی در جهان دارای تشکیلات مشخصی است. یعنی دقیقا
از زمان برگزاری المپیک پاریس در سال 1924 تاکنون این گونه روزنامهنگاری مورد
توجه محافل خبری و آکادمیک قرار گرفته است. در ایران نیز در سال 1369 طرح اولیه
انجمن نویسندگان، خبرنگاران وعکاسان ورزشی ایران شکل گرفت و بدون در نظر گرفتن
انتقادهایی که از عملکرد این نهاد صنفی میشود، انجمن نویسندگان، خبرنگاران وعکاسان ورزشی ایران در
میان قدیمیترین نهادهای صنفی ایران جای دارد. انجمن
مطبوعات ورزشی بینالمللی با هدف حمایت از روزنامهنگاران ورزشی
در سراسر جهان و بهبود شرایط کاری آنها، ایجاد اتحاد و دوستی میان اعضا و حمایت
از علائق حرفهای اعضا تشکیل شده است. مساله آموزش روزنامهنگاران ورزشی از
مهمترین مسائل مورد توجه این نهاد صنفی بینالمللی است به طوریکه هر ساله بورسهایی
را به اعضای کشورهای عضو اتحادیه برای مطالعه و تحصیل در گرایشهای گوناگون
روزنامهنگاری ورزشی اعطا میکند. این روند آموزشی در ایران نیز سال گذشته با عقد
قراردادی میان دانشکده خبر خبرگزاری، کمیته ملی المپیک و انجمن صنفی ورزشینویسان ایران
مورد توجه قرار گرفت تا مساله آموزش روزنامهنگاران ورزشی ایرانی مغفول نماند. این
توجه دیرهنگام به مساله آموزش در حالی است که روزنامهها و نشریات ورزشی بخش قابل
توجهی از حجم تیراژ و مخاطب را در بر میگیرند اما در عین حال کمترین توجه به
مسائل تخصصی گزارشگری ورزشی در آنها وجود دارد. بیشتر روزنامههای ورزشی به
انعکاس اخبار ستارگان فوتبال اختصاص دارند و نسبت به فوتبال به جرات میتوان گفت
در سایر رشتههای ورزشی هیچ ژورنال کامل و جامعی که اخبار و رویدادهای آن رشته را
پوشش دهد وجود ندارد؛ دلیل این اتفاق با نگاهی به وضعیت اقتصاد ورزش در ایران
مشخص میشود. فوتبال از معدود رشتههای ورزشی در ایران است که گردش مالی قابل توجهی
در آن وجود دارد و روزنامههای ورزشی نیز معمولا به عنوان ابزار دست دلالان ورزشی
نقش قابل توجهی در مسیر این گردش مالی حجیم دارند.
نگاه نظری
به لحاظ نظری
روزنامهنگاری ورزشی خواهر گزارشگری جنگ محسوب میشود در هر دو ژانر روزنامهنگاری
شاهد دوگانهسازی خوب و بد هستیم. در هر دو ژانر نگاه اصلی به رویداد در حال اتفاق
یعنی میدان مسابقه است و بررسی روند پیشین و پسین کمتر مورد توجه است و یا دست کم
علاقه عموم مخاطبان بر این اساس استوار است که از کم و کیف نبرد کنونی باخبر شوند.
تاکید در روزنامهنگاری ورزشی بر روی تفاوتهاست؛تفاوت در رنگ (آبی0مشکیهای
اینترمیلان و قرمز-مشکیهای میلان)، تفاوت در شهر(بارسلونا تیم منطقه جداییطلب
باسک اسپانیا است و رئال مادرید تیم پایتخت)، تفاوت در طبقه اجتماعی (تیم تاج در
سالهای دور تیم دربار و تیم پرسپولیس تیم مردمی به شمار میرفتند) و کلا هر تفاوت
دیگری که بتواند اخساسات مردم را برانگیزاند. از سوی دیگر روزنامهنگاری ورزشی
غالبا در یک سطح خاص (شهری، منطقهای و یا ملی) گرایش متعصبانه دارد و هدف نهایی
آن برد-باخت است؛ در نهایت به لحاظ رویکردی توجه روزنامهنگاری ورزشی بر روی یک
مسابقه است و با اتمام یک دوره از مسابقات شاهد فروکش کردن توجه به آن و سپردهشدن
رویدادهایش به تاریخ هستیم و در مقابل نشریات ورزشی به دنبال میدان نبرد بعدی میروند. به
لحاظ زبانی نیز روزنامهنگاری ورزشی زبان قربانیسازی و احساسی دارد، از قول
ورزشکاران و مربیان و دستاندرکاران تیمها میشنویم که «داور سر ما را برید»،
«قربانی شرایط بد میزبانی شدیم»، «زمین کیفیت حداقل برای این مسابقات را نداشت» و
... از سوی دیگر در این نوع از روزنامهنگاری بازیکنان تیم رقیت با صفات مختلفی
نظیر خشن، ناجوانمرد، ضدورزش، فحاش و ... یاد میشود. در حقیقت روزنامهنگاری
ورزشی بر روی نظام حاصلجمع نهایی صفر (یا همان برد-باخت) تاکید دا رد.
آموزش
تخصصی
بورسهای آموزشی انجمن مطبوعات ورزشی بینالمللی
روند هر چه بیشتر تخصصی شده روزنامهنگاری ورزشی را نشان میدهد. برای نمونه برای
ورزشکارانی که به المپیک 2008 چین اعزام میشوند دوره آموزشی گزارشگری در رشتههای
ورزشی کمتر شناخته شدهای مانند ورزشهای پنجگانه برگزار میشود. همچنین در یک
نمونه جالب دیگر بنیاد رویترز کتاب راهنمای گزارشگری ورزشی و المپیک را با عنوان
«راهنمای گزارشگری ورزشی و المپیک برای خبرنگاران» منتشرکرده است که راهنمایی است برای
25 رشته ورزشی که در المپیک 2008 پکن برگزار خواهند شد. این کتاب توسط کالین مک
لینتر،خبرنگار سابق رویترز و استیو پری، دبیر ورزشی این بنگاه معتبر خبری جهان
منتشر شده است و میتواند کمک کار روزنامهنگارانی باشد که باید چندین رشته ورزشی
غیر مرتبط با یکدیگر را گزارش کنند. المپیک 2008 پکن اهمیت یک نکته دیگر را در روزنامهنگاری
ورزشی آشکار میسازد، مسالهای که میتواند در اولویت دهی برای اعزام خبرنگاران
برای پوشش اخبار المپیک را تغییر دهد و آن تسلط به زبان روزبهروز پراهمیتتری
چینی است که به گفته کارشناسان تجارت در دهههای آینده به مهمترین زبان دنیا تبدیل
خواهد شد و خبرنگاران ورزشی کمی به آن مسلط هستند.