|
نگاهی به مصاحبه احمدینژاد با سی.بی.اس آمریکا
مصاحبه احمدینژاد با شبکه خبری سی.بی.اس آمریکا برای علاقهمندان به روزنامهنگاری یک کلاس درس تمام عیار بود. احمدینژاد در این مصاحبه بر فضای آن تسلط یافت و با خندههای به موقع و حملات حسابشدهاش بارها مصاحبهکننده را ناکام گذاشت. مصاحبهکننده هم البته برای گرفتن چند جواب خاص به ایران آمده بود و مرتب از رئیسجمهوری میخواست که پاسخهای صریحتر و بر مبنای آری یا نه بدهد؛ مخصوصا در مورد مساله هستهای ایران. اما احمدینژاد بارها و بارها در برابر بازی او ایستاد و نگذاشت خبرنگار فوق آنگونه که میخواهد بازی را اداره کند. برای کسانی که میخواهند درمورد مصاحبه تجربه کسب کنند دیدن مصاحبه احمدینژاد به لحاظ تاکتیکی میتواند مفید باشد.
نکته دیگر اینکه رئیسجمهوری چندبار مصاحبهکننده را با پرسشهای خود به موضع مصاحبهشونده انتقال داد و کنترل کامل مصاحبه را در دست گرفت. مثل آنجا که پرسید تو بوش را چگونه آدمی میبینی و خبرنگار سی.بی.اس پاسخ داد: عمیقا مذهبی مانند شما؛ و این جمله کنترل مصاحبه را کاملا به دست وی داد تا چند دقیقه درباره اینکه چرا بوش مذهبی نیست سخن بگوید بدون اینکه مصاحبه کننده از قبل خواسته باشد وارد چنین بحثی شود. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 2:15 شام آخر رشیدپور
فریدون صدیقی (مردی که درباره مصاحبه از او بسیار آموختم) در صحبتهای هنگام درس چند نفر را نام میبرد که به قول او مصاحبه شوندههای بینظیری بودند که مصاحبه با آنها کار دشواری است. مثال معروفش هم آقای قرائتی بود که به دلیل تسلط فراوانش به دوربین و سخنرانیهای سه دهه اخیرش در مجموعه درسهایی از قرآن جز مصاحبه شوندههایی است که ورود به دنیای درونش سخت و مشکل است.
غرض از این همه مقدمه اینکه باید نام محمدرضاگلزار(یک لینک درست و حسابی به نام این هنرمند خوب پیدا نکردم اما شاید این لینک برایتان جالب باشد) را نیز به مجموعه مصاحبه شوندههایی که آنقدر خوب بازی میکنند که از مصاحبه کننده بازی نمیخورند اضافه کنیم. مصاحبه امشب محمدرضاگلزار با برنامه شب شیشهای نشان داد مصاحبه با این بازیگر تمام عیار سینمای ایران چقدر سخت است، نمونهاش اینکه در همان لحظه اولیه گلزار به قصد ترک مصاحبه با لحن گلهآمیز از صندلی خود بلند شد و در برابر حیرت مخاطب و احتمالا حاضران در استودیو لحنش را تغییر داد نشست و خندید!
نکته اولی که این مصاحبه داشت این بود که رشیدپور گلزار را خیلی نمیشناخت و به همین دلیل مصاحبه را خیلی شوخ و شنگ پیش برد اما تمام پاسخهای گلزار جدی (در متن و نه کلام) بود. گلزار معلم معارف اسلامی بوده است این نکته را تمام هواداران گلزار میدانند اما رشیدپور نمیدانست این همان فوتی بود که دفعه قبل هم رشیدپور نشان داد آن را زیاد بلد نیست. فکر کنم با این تفسیرها رشیدپور این مصاحبه را هم باخت. البته از حق نگذریم، رشیدپور با این فشردگی کاری واقعا تا همین جای کار هم از همه ما یک چیزی بابت آن هم اجرای خوب دیگرش که من از آنها یادی نکردم، کلی طلبکار است. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 2:30 آقای مجری دوئل را باخت!
این شبهای بهاری مصاحبههای جاندار برنامه شب شیشهای با اهالی فرهنگ و هنر و گاهی سیاست، که شبها از شبکه پنج پخش میشود هر لحظهاش درسی است درباره فن گفتگو و لحظات پیشبینی نشدهای که طرفین مصاحبه با هم بازی میکنند و این نبرد شیرین را جذابتر میکنند. هر کدام از مصاحبههای برنامه «شب شیشهای» یکی از بحثهای کلاسهای خوب و به یاد ماندنی اصول مصاحبه «فریدون صدیقی» عزیز (یک مصاحبه با او)را برایم تداعی میکنند. و البته نکات دیگری که در کتاب خوب و ماندنی «روشهای مصاحبه خبری» دکتری محسنیانراد خوانده بودم. هر دو مورد، هم کلاسهای صدیقی و هم کتاب محسنیان سرشار از انتقال تجربیات پیشکسوتان و اهالی مطبوعات بودند، اما مصاحبههای رشیدپور هر لحظهاش گاه تکرار همان تجربیاتی که قبلا دربارهاش خوانده و یا شنیدهایم و گاهی دیگر نیز لحظات بدیع و جدیدی است که مصاحبهکننده با آن رودرو میشود و به هر ترتیب با آن دست و پنجه نرم میکند. از این لحاظ این برنامه یک دوره عملی آموزش مصاحبه بود و حیف که چند شب دیگر این لذت تمام نشدنی مصاحبه خاتمه مییابد. امشب رشیدپور خواسته و ناخواسته یک فوت مصاحبه را یادش رفت. کسب اطلاع از حساسیتهای مصاحبه شونده؛ مثالی که استاد صدیقی میزد این بود که مثلا شما با فردی قرار مصاحبه دارید که دچار معلولیت مادرزادی است اگر از آن مطلع نباشید و در ابتدای مصاحبه بگویید آقای فلانی این درست است که میگویند عقل سالم در بدن سالم است ... تقریبا میتوان گفت که شانس انجام یک مصاحبه خوب را از دست دادهاید. امشب رشیدپور دربرابر احمدرضا درویش(دو تصویر از درویش) کارگردان مطرح سینما و کارگردان فیلم دوئل، به برادران شهید وی در جنگ اشاره کرد و وی را به این صفت ستود. اما درویش بسیار از این مساله افروخته شد و به او اعتراض کرد که این راز او بوده و هیچ وقت نمیخواسته با برادر شهیدش دارد کاسبی کند و بالاخره سر درددلش باز شد. گفت شما دل من را شکستی و باعث شدی عهد من در سود نبردن از برادران شهیدم بشکند و مجری را متهم کرد که وارد حریم خصوصی وی شده است و او از مسوولین برنامه خواسته بوده اگر میخواهند درباره مسائل خصوصیاش حرفی بزنند با او هماهنگ کنند و ... این همه عصبانیت درویش به خوبی نشان میداد که رشیدپور میبایست روی این مساله تحقیق بیشتری میکرده است. البته رشیدپور در پاسخ کوتاهش اینگونه وانمود کرد که میخواسته همین عکسالعمل را از او ببیند. اما حتی اگر این هم بوده فکر میکنم رشیدپور باز هم بازنده این دوئل با احمدرضا درویش شد. چون درویش به صراحت گفت هرگز تا پایان عمر چهره رشیدپور را از یاد نخواهد برد و در عین حال عمق عصبانیت درویش نشان میداد رشیدپور اگر از حساسیت او خبر داشت با وجود پخش زنده سیما و امکان عمسالعمل تندتر درویش از طرح سوال صرفنظر میکرد. به هر حال اینبار مصاحبهشونده دوئل را از مصاحبه کننده برد. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 2:44 هنر مصاحبه کردن/9
نکاتی کلی درباره یک مصاحبه حقیقی:
در هفتههای نخستین آغاز کار به عنوان یک گزارشگر احتمالا اینکه همزمان هم یادداشت بردارید و هم گفتگو را ادامه دهید برایتان مشکل است. از این مساله احساس خجالت نکنید. حتی میتوانید از مصاحبه شونده بخواهید سخنانش را دوباره تکرار کند: «نکته مهمی بود. ممکن است آن را دوباره تکرار کنید؟» گلچین کردن اطلاعات و نقل قولهای به درد بخور از میان حرفهای مصاحبه شونده یک هنر است. گاهی اوقات همه یادداشتهای شما به کار میآید؛ گاهی نیز تنها بخشی از آنها به کار می آیند. نویسنده یادداشتها بسته به قدرت حافظه خود ممکن است جزئیات بیشتر و یا نکات تکمیل کنندهای را که یادداشت نکرده اضافه کند. این مساله باید به دقت انجام شود، مخصوصا اگر دیدگاههای مطرح شده بحثانگیز و یا به صورت بالقوه افتراآمیز باشند. بدون هیچگونه یادداشتبرداری و یا ضبط صدا روزنامهنگار امکان دفاع اندکی در دادگاه دارد.
بر خلاف آنچه برخی روزنامهنگاران پیشنهاد میکنند، محال است بتوانید شخصیت خود را انکار کنید. جهتگیری و نحوه گزینش سئوالات، رفتار شما و پوشش شما، همگی بیانگر شخصیت شما هستند. میزان اثرگذاری شخصیت شما بر جریان مصاحبه بسته به شرایط متفاوت است. در مصاحبههایی که هدفشان استخراج اطلاعات و دیدگاههای طرف مقابل است، مطلوب است دخالت گزارشگرها در جریان مصاحبه محدود باشد. تبادل دیدگاهها و یا طرح یکی دو لطیفه نیز به عوض کردن فضا و جریان مصاحبه کمک میکند. در مصاحبههای «گزارش از شخص»، شخصیت شما خیلی بیشتر به کمک میآید؛ افرادی که با گزارشگری روبرو میشوند که از نظر شخصیتی تهی است و به جز طرح سئوالات کوتاه کار دیگری نمیکند به ندرت میتوانند آنچه در درونشان است بروز دهند. هرگز نباید بر فضای دیدار با مصاحبه شونده چیره شوید و آن را کامل دراختیار خود بگیرید. دیدگاهها و تجربیات شما تنها در درجه دوم اهمیت قرار دارند و زمانی باید ارائه شوند که شما قصد جلب کردن بیشتر گفتگو به سوی موضوع مورد نظرتان دارید. ارائه برخی از اطلاعات شما درباره موضوع همچنین میتواند مصاحبه شونده را تحت تاثیر قرار داده و اعتماد سازی کند. توجه کنید که هرگز نباید اطلاعات خود را بر رخ مصاحبهشونده بکشید.
بیشتر منابع راهنمای روزنامهنگاری توصیه میکنند مصاحبه با پرسشهای غیر تهدیدآمیز که اطلاعات و دیدگاههای پایهای را سامان میدهد آغاز شود. این کار سبب ایجاد اعتمادی میشود که به دنبال آن پرسشهای حساس بیشتری طرح میشوند. روزنامهنگاران از راههای مختلفی برای تغییر دینامیسم مصاحبه بهره میبرند. برخی از آنها توصیه میکنند بهترین راه افتادن در مسیر پرسشهای مشکل، پرسیدن آنها در زمانی نزدیک به آغاز مصاحبه است. با این حال همیشه این خطر وجود دارد که مصاحبه شونده به دلیل شکست برنامهاش خواهان توقف مصاحبه در همان زمان ابتدایی آن شود. پرسیدن سئوالات حساس را با ظرافت آغاز کنید: «من امیدوار بودم شما مرا به پرسیدن این پرسش مجبور نکنید؛ اما حقوق شما چقدر است؟» خانم لینباربر-روزنامهنگار انگلیسی- میگوید که وی در آغاز مصاحبههایش به مصاحبه شونده حق او را برای رد کردن یک پرسش تاکید میکرده است: «لطفاً از سئوالات من رنجیده نشوید؛ اگر نخواستید به آنها پاسخ دهید تنها سر خود را تکان دهید، من هیچ اشارهای به آنها نخواهم کرد» سئوالات بهتر است کوتاه باشند. اما نباید تمام مصاحبه را در برگیرد. تبادل نظر با مصاحبه شوند نیز شاید مثمرثمر باشد. پرسشهایی باز و پرسشهای ویژه را برای مصاحبه آماده کنید. به علاوه از طرح پرسشهایی که پاسخ بلی و خیر دارند، پرهیزکنید.
بسیاری از مصاحبهکنندگان تاکید دارند گوش کردن فعالانه، از مهارتهای بسیار مهم است. روزنامهنگاران غالبا از اینکه میبینند مردم زمانی که قرار است از آنها گزارشی تهیه شود پرحرف و با روحیه باز هستند، غافلگیر میشوند. مردم از اینکه در موضوعی نظر آنها پرسیده شود احساس غرور میکنند. اگر چه زودگذر است اما شهرتی که به دلیل پخش نظر آنها به دستآورند برایشان آرامش بخش است. در برخی موارد مطبوعات، و به طور عام رسانه ها، نقش کلیسا را برعهده گرفته به جای اتاق مخصوص اعتراف به گناه قرار میگیرند؛ جایی که اسرار شخصی آشکار میشود. هر روز مطبوعات برخی اسرار جدید را فاش میکنند: اسرار زندگی جنسی؛ یادداشت محرمانه یک عضو کابینه به دیگری؛ اسرار فروش سلاح. به طرز متضادی و پارادوکسیکالی این اتفاق در جوامعی با دولتها و صنایعی که به طور رو به افزایشی تمایل به مخفیکاری و دوری از پاسخگوییهای دموکراتیک دارند، بیشتر روی میدهد. به گفتگو تمایل نشان دهید؛ نقش روزنامهنگاران در این است که هوشمندانه گوش دهند و به کمک کنند مصاحبه در حد امکان موجز و به طور واضح بر روی پرسشها متمرکز باشد.
گزارشگران باید ریلکس و انعطافپذیر باشند؛ و بتوانند لیست سئوالات خود را رها کنند و به موضوعات جذابی که ضروری میدانند بروند. آنها بهتر است همیشه درباره آنچه که از مصاحبه میخواهند روشن و بدون ابهام باشند. این خطرناک است که با یک پیشزمینه مبهم وارد مصاحبه شویم و انتظار داشته باشیم چیزی از آن مصاحبه بیرون بیاید؛ چیزی که به ندرت روی میدهد: گزارشگر مصاحبه با انبوهی از کلمات بدون اینکه اطلاعات خاصی در آنها باشد از مصاحبه بیرون میآید. در مقابل طفره رفتن دنبالهدار از پاسخ به سئوالات کلیدی به گزارشگر نشان میدهد در راه رسیدن به اطلاعات مهمی است. گفتگوهای غیررسمی را بگذارید برای جایی دیگر، آنها را در یک قرار شام یا ناهار با منبع طرح کنید. تماسها برای ادامه رابطه و برخی موارد جذاب ضروری هستند؛ اما گپ زدن بسیار با مصاحبه کردن متفاوت است.
توزیع قدرت در بسیاری از فراگردهای ارتباطی پیچیده و دارای نوسان است. یک منبع ممکن است به دنبال بهرهبرداری از گزارشگر برای انتقال نظراتش، اطلاعات نادرستی که میخواهد منتشر کند یا تبلیغات سیاسیاش باشد. گزارشگر نیز از منبع به عنوان یک «نقل کننده» یا«ارائه دهنده اطلاعات» بهرهبرداری میکند. از این منظر، مصاحبهها میتوانند به عنوان جایی برای بحث و جدل باشند. روزنامهنگاران باید در حد امکان از متنوع بودن مصاحبه دوری کنند، سعی کنند آن را در کنترل داشته باشند و جریان مصاحبه را مشخص کنند. بهتر است مصاحبه شونده هرگز بر مصاحبه مسلط نشود، اگر مصاحبه شونده با کشاندن مصاحبه به بحثی پرت و بیربط اینکار را کرد با پرسیدن یک پرسش جهتدار تسلط خود بر فضای مصاحبه را بازیابید.
تماس چشمی مهم است، اما تماس دنبالهدار چشمی احتمالا بازدارنده است. در طول مصاحبههای «گزارش از شخص» صورتهای دیگر زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی مانند آه کشیدن، شانه را بالا انداختن، ساکت بودن، پوزخند زدن، سرفه و مواردی نظیر این باید توسط گزارشگر مورد توجه قرار گیرند. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 0:19 هنر مصاحبه کردن/8
احساس ناشی از پوشش یک روزنامهنگار باید در مورد پیامی که از نحوه پوشش وی استنباط میشود هشیار باشد. لباس غیر رسمی مناسب حالتهایی نظیر مصاحبه با اعضای یک گروه مبارز پیشرو و یا موارد مشابه مناسب است. لباس رسمی برای زمان مصاحبه با یک سیاستمدار یقه سفید مناسب است. یک سئوال همیشه باید در پس ذهن یک روزنامهنگار باشد: «آیا پوشش من در برخورد بهتر و صادقانهتر مصاحبهشونده موثر است؟» اولین تماس حائز اهمیت است. گزارشگر باید آرام و آسوده (ریلکس)، مودب و پرسشگر باشد، آشنایی اولیه بهتر است همراه با دست دادنی محکم و تماس چشمی باشد.گزارشگر شاید نیاز داشته باشد تا بار دیگر هدف مصاحبه را روشن کند زیرا در حال انجام پیگیریها ممکن است موضوع اصلی مصاحبه پنهان بماند). اگر مصاحبه به برخی دلایل غیر قابل ضبط و یا غیر قابل استناد است این مساله باید روشن شود. سیاستمداران و برخی صاحبان حرفهها از توافق عمومی که بر سر سندیت روزنامهها وجود دارد آگاه هستند، البته بسیاری هم نیستند.آنها ممکن است پاسخ به سئوالات را آغاز کنند و سپس چون ضبط خاموش است، اقدام به اصلاح آن کنند. روزنامهنگاران نباید به صورت خودکار اجازه روی دادن چنین اتفاقی را دهند. منبع شاید چیزی روی نوار بگوید که در نسخه چاپی میتواند آنها را یا کسان دیگری را بدون دلیل نابود کند. در این مورد روزنامهنگاران خود سانسور کردن آن را انجام دهند. اگر شما در نظردارید از دستگاههای ضبط صدا استفاده کنید، مطمئن شوید برای مصاحبه شونده مطلوب است؛ شاید وی بخواهد وسیله ضبط صدای متعلق به خود را به کار گیرد. شما بهتر است دفترچه یادداشت خود را تا زمانیکه به آسودگی مستقر نشده و آداب مقدماتی را طی نکردهاید از کیف خارج نکنید. دفترچه یادداشت بهتر است هیچگاه برجسته نشود. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 23:23 هنر مصاحبه کردن/6
مکانهای بالقوه برای انجام مصاحبه: · جایی که متعلق به شماست: (نظیر دفتر روزنامه برای نویسندگان عضو تحریریه و یا منزل برای خبرنگاران آزاد و دانشگاه برای دانشجویان). مکان مصاحبه به ندرت توسط گزارشگران تنظیم میشود. دفتر روزنامه معمولا حریم خصوصی را از بین میبرد صدای نسبتا بلند مورد نیاز برای مصاحبهها میتواند موجب اذیت سایر افراد این مکان عمومی شود. · جایی که متعلق به منبع است: (خانه، جایی که به طور خاص محتمل است مخصوصا اگر منبع کارمند جایی نباشد). روزنامهنگاران اغلب وقتی میخواهند گزارش از فرد بنویسند از خانه مصاحبه شونده بازدید میکنند. مردم در خانهشان احساس راحتی میکنند و آزادانه سخن میگویند؛ خانه افراد مبین شخصیت آنهاست و شاید بخواهند آن را نمایش دهند. گزارشگر میتواند از دیدگاه مصاحبهشونده درباره خانهاش و رفتار وی در درون خانهاش برای رنگ دادن به گزارش استفاده کند. گزارشگر ممکن است منبع را زمانی در خانه وی ملاقات کند که مصاحبهای که انجام میشود آنقدر حساس باشد که نتوان آن را در محل کار برگزار کرد. بازدید از خانه مصاحبه شونده خالی از مشکلات خاص خود نیست. منبع دست خود را به سوی گزارشگر دراز میکند و او را به حریم خصوصیاش دعوت میکند. در این حالت و پس از چنین تماسی احتمالا برای گزارشگر انتقاد از مصاحبه شونده دشوارتر است. دفتر مصاحبهشونده مکانی متداول برای انجام مصاحبه است. محیط را میتوان از نسبتا از عوامل حواسپرتی خالی کرد و اسناد و اطلاعات مربوطه هم دم دست هستند. · جاهای بیطرف: ( مکانهای عمومی یا یک رستوران ). اینگونه جاها برای زمانی که پایه یک رابطه گذارده میشود مناسب هستند . غیر رسمی بودن آنها سبب گسترش رابطهای خوب میشود. روزنامهنگاران غالبا با هدف خاصی به دیدار منبع خود میروند اما غیر رسمی بودن فضا این اجازه را میدهد که بحث از موضوع دلخواه منحرف شود، گپهای کوتاه شایعات بی اساس و لطیفههایی که طرح میشود به توسعه روابط دوستانه با منبع موثرند. روزنامهنگاران میتوانند دیدگاه خود را درباره موضوع مورد بحث بیان کنند و به توسعه یک رابطه مبتنی با صداقت با منبع خود کمک کنند. گاهی مصاحبهشونده نیازمند این است که به او اطمینان داده شود در صورت موافقت با انجام مصاحبه مورد حمله قرار نمیگیرد. گروههای پیشرو نظیر فعالان صلح، فمینیستها و اقلیتهای جنسی در رسانهها مورد استهزا قرار میگیرند و ترس آنها قابل فهم است، حتی امروز در بریتانیای دموکراتیک بخش زیادی از مردم ترس دارند و یا تمایلی ندارند تا عقائد خود را در رسانهها طرح کنند. در اینگونه مواقع مهم است که به آنها توضیح دهید شما منتظر آنچه از این مصاحبه بیرون بیاید هستید تا بر اساس آن بنویسید. هیچگاه در ابتدا به کسی نگویید که مصاحبه در رسانهای که مورد علاقه اوست چاپ میشود اما در عوض بدون مشورت با او یک نسخه از گزارش را هر جا که خواستید بفرستید. دانشجویان روزنامهنگاری ممکن است مصاحبه دشواری را با علم به اینکه منتشر نمیشود با یک منبع انجام دهند. دانشجویان باید در برابر وسوسه خیانت به صداقت طرف مقابل و فرستادن یک نسخه از مصاحبه به روزنامه مقاومت کنند. برخی افراد ممکن است تنها زمانی حاضر به مصاحبه با شما شوند که لیستی از سوالات را از پیش ببینند. بسیاری از سیاستمداران و ستارگان نمایشهای تلویزیونی به این رویه عادت کردهاند. این مساله عادتی است که باید در حالت کلی آن را به چالش کشید. ... اما اینکه یکسره این درخواست دیدن سوالات را کنار بگذاریم نیز اشتباه است. روزنامهنگار ممکن است به این مساله واقف باشد که اطلاعات منبع از شخصیت خود او مهمتر هستند. و از آنجایی که سرعت از اصول پایهای روزنامهنگاری است . منبع ممکن است بگوید برخی موارد را به یاد ندارد و یا بخشی از اطلاعات از قلم بیافتد. منبع شاید نیازمند کمی تحقیق باشد، بخواهد قبل از پاسخگویی کمی با همکارانش مشورت کند، ارسال سوالات به آنها دستکم زمان لازم را میدهد و آنها نمیتوانند در طول مصاحبه از پاسخهایی ابراز بیاطلاعی کنند.... |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 1:12 هنر مصاحبه کردن/5
قسمتهای پیشین را اینجا بخوانید
برخورد با ترس از مصاحبه تماس تلفن یک روزنامهنگار ممکن است برخی از مردم را دچار ترس کند. ممکن است تماس شما اولین تماس آنها با یک موسسه مطبوعاتی با هیبت زیاد و دارای ظاهری قدرتمند باشد که میتواند آبرو و اعتبار آنها را نابود کند. شاید بخواهید به آنها فرصت دهید تا درباره پاسخهایشان بیاندیشند. میتوان به آنها چند سئوال پایهای را که میتوانند پاسخ دهند، داده و بگویید که بیست دقیقه دیگر تماس میگیرید. با اینکار کمی اعتماد در وی ایجاد میشود و بیشتر آماده پاسخ دادن به سئوالات دیگر میشود. البته اگر منبع خبری یک نژادپرست باشد که به خانه پاکستانیها در غرب لندن حمله کرده است شما باید استراتژی متفاوتی را در پیش بگیرید، در گزارشگری موضوعات اخلاقی و سیاسی در هم آمیختهاند. ترتیب دادن یک مصاحبه رودررو مودب و با آرامش باشید و با بلندی صدای مناسب سخن بگویید. مهم این است که بتوانید برای مصاحبه به اندازه مدت زمانی که مورد نظرتان است وقت بگیرید. مصاحبهشونده احتمالا دوست دارد به مشغولیت روزانهاش به طور کامل برسد. تنظیم طول زمان کمک میکند به طور مختصر عمق پرسشهای مورد نظر را مشخص کرد. بسیاری از مصاحبههایی که به دنبال بیرون کشیدن اطلاعات خاصی هستند میتوانند حدود نیم ساعت طول بکشند، مصاحبههایی که به عنوان گزارش از یک چهره روز هستند بین سه ربع تا یک ساعت برایشان کافی است. هنگام حضور نزد منبع اشاره مختصری به هدف مصاحبه داشته باشید (مثلا اینکه مصاحبه با هدف تهیه گزارش از فرد، بخشی از یک فیچر و یا گزارش تحقیقی است)، اشارهای کلی نیز به نوع سئوالاتی که مطرح میشود داشته باشید. روزنامهای که برای آن کار میکنید و اگر روزنامهنگار آزاد(Freelance) هستید هدف از آنچه را در نهایت میخواهید منتشر کنید برای منبع بازگو کنید. در برخی موارد موضوعی توسط گروهی از روزنامهنگاران پیگیری میشود. در این مورد خوب است تفاوت رویکرد خود با بقیه را نیز توضیح دهید. اگر عکاسی نیز همراه شماست آن را اطلاع دهید. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 10:53 هنر مصاحبه کردن/4
چندی قبل کتابی به دستم رسید با نام the newspapers handbook که کتابی پایه ای درباره روزنامهنگاری است و ناشر آن راتلیج است. با توجه به نیازهایی که داشتم برخی بخشهای آن را ترجمه کردم که به مرور در وبلاگ میگذارم تا مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد. خواهشمندم برای نقل این مطلب دستکم به بنده اطلاع دهید یک راه حل برای ترس از مصاحبه معمولا در میان افرادی که تازه روزنامهنگاری را آغاز کردهاند اولین تماس با منبع دشوار است. پرسیدن سئوال از افراد غریبه ( که شاید هم خارجی باشند) و یا ادامه دادن منطقی یک گفتگو در حالی که یادداشت برمیدارید نیز دشوار است. در این زمینه برخی فاصلهای که از راه تلفن ایجاد میشود را اطمینان بخش میدانند و برخی دیگر نیز تماس رودررو را سبب کاهش ترس میدانند. اگر شما برای استفاده از تلفن بیم دارید باید بگویم تنها نیستید. با توجه به تحقیقات دکتر گای فیلدینگ، یک متخصص علوم ارتباطات، 5و2 میلیون نفر در بریتانیا از اضطراب ناشی از تلفن رنج میبرند( "لطفا به من تلفن نکن، به تو زنگ نخواهم زد" ایندیپندنت 24 اوت 1993 به قلم باربارا رولند) در ماههای نخستین آغاز گزارشگری بهتر است به همکارانتان در طول انجام فعالیت خبری بپیوندید. در حالیکه روزنامهنگاری شغلی فردی محسوب میشود، موفقیت تنها برای افرادی است که در یک تیم بتوانند موفق عمل کنند. گزارشگری جمعی به هیچ وجه با اصول روزنامهنگاری تضاد ندارد. یکی از موارد خیلی مشهور کار گروهی، افشارگری مربوط به واترگیت بود که نتیجه تلاش مشترک کارل برنشتاین و باب وودوارد از روزنامه واشنگتنپست بود. گزارشگران تحقیقی غالبا دو نفره کار میکنند زیرا هم امنتر است و هم زمانی که یکنفر مشغول پرسیدن سئوال است دیگری میتواند عکسالعمل را ببیند و محیط را دقیق بررسی کند. ( گزارشگری و ویرایش تحقیقی، پل ویلیامز، انتشارات پرینتیس هال، نیوجرسی 1978) |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 0:19 هنر مصاحبه کردن/3
چندی قبل کتابی به دستم رسید با نام the newspapers handbook که کتابی پایه ای درباره روزنامهنگاری است و ناشر آن راتلیج است. با توجه به نیازهایی که داشتم برخی بخشهای آن را ترجمه کردم که به مرور در وبلاگ میگذارم تا مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد. خواهشمندم برای نقل این مطلب دستکم به بنده اطلاع دهید
تلفن و روزنامهنگاری تلفنی روزنامهنگاری تلفنی رو به گسترش است. سرعت جوهر روزنامهنگاری است و تلفن سادهترین و سرعترین راه رسیدن به منبع است. تلفن کم کمیکند به دنبال یک منبع بیمیل برای انجام مصاحبه بگردید. روزنامهنگاران باید اخلاق و خصوصیات خود پای تلفن (phone personality) را بهتر کنند. به خصوص روابط تلفنی میان منبع وگزارشگر حائز اهمیت است. اینکه تلفن بتواند بر زندگی روزنامهنگاران تسلط یابد بسیار بعید است. با این وجود کریستوفر براون میگوید: «سرعت و تناوب خبرسوزیها به این معناست که به جای ملاقات رودررو با منبع خبری، شمار روزافزونی از گزارشگران و خبرنگاران امروزی بر موبایل، تلفنهای معمولی، فاکس، پیجر، تلپرینت و کامپیوتر برای کامل کردن داستان خبر مورد نظرشان تکیه میکنند. این مساله یک حصار مصنوعی میان اخبار و خبرنگاران ایجاد میکند و منجر به ایجاد خطا و بد فهمی موضوع میشود و گزارشها تازگی و نشاط ناشی از تماس انسانی را از دست میدهند.» در حقیقت حکمرانی فرهنگ تلفن در جوامع صنعتی غرب رشد داشته است. صاحبان جراید، روزنامهنگاری تلفنی را دوست دارند چون نسبتا ارزانتر است. اما بسیاری از مردم امکان دسترسی به تلفن را ندارند و یا تنها در محل کار به آن دسترسی دارند. این افراد به طور حتم تا اندازهای از دسترسی به رسانهها باز میمانند. چیزهای تبعیضآمیزی در باب تلفن وجود دارد. پیشنهاد مشخصی درباره تلفنی وجود دارد: زمانی که امکان ملاقات رودررو با منبع را دارید این کار را انجام دهید. همچنین اگر به دنبال تحکیم رابطه خود با یک منبع هستید باید او را ملاقات کنید. مصاحبههای تلفنی باید از مصاحبههای رودررو کوتاهتر باشند. گزارشگر باید ایده روشنی درباره سئوالی که میخواهد بپرسد و اطلاعاتی که مایل به دریافت آن است، داشته باشد زیرا زمان کوتاهی برای تمام کردن کار وجود دارد. گزارش درباره شخص(profile) از راه مصاحبه تلفنی به ندرت امکانپذیر است، زیرا تماس میان گزارشگر و منبع بسیار صوری و بدون روح است. در همین حال گزارشگران که مصاحبه تلفنی را انجام میدهند باید در گفتگو بسیار حساس و نکتهسنج باشند؛ یک درنگ ساده، یک تندی و یا یک لرزش در صدا همه معانی خاصی را دارند که گزارشگر باید به آنها توجه کند و عکسالعمل لازم نشان دهد. گزارشگر باید به سردی و بیروحی تلفن مقابله کند و با مکالمه در حال انجام با احساس برخورد کند. حرکات صورت و دستها همگی میتوانند موثر باشند، اگر بر یک مساله تاکید دارید دست خود را موقع صحبت درباره آن تکان دهید. اگر لطیفهای طرح میشود بخندید. ایستادن هنگام مصاحبههای تلفنی دشوار نیز کمکرسان است. برخی روزنامهنگاران گوشی تلفن را روی شانه خود میگذارند و در همان حال مشغول تایپ گفتگوی تلفنی خود میشوند. این میتواند سبب جاخوردن منبع شود و گزارشگر میتواند در صورتی که راه حل دیگری ندارد از قلم و کاغذ برای یادداشت برداری بهرهگیرد. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:33 هنر مصاحبه کردن/2
چندی قبل کتابی به دستم رسید با نام the newspapers handbook که کتابی پایه ای درباره روزنامهنگاری است و ناشر آن راتلیج است. با توجه به نیازهایی که داشتم برخی بخشهای آن را ترجمه کردم که به مرور در وبلاگ میگذارم تا مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد. خواهشمندم برای نقل این مطلب دستکم به بنده اطلاع دهید. مصاحبههای سریع بسیاری از مصاحبهها کوتاه هستند. مثلا شما ممکن است مشغول پوشش اخبار مربوط به کمیسیونهای مجلس باشید و به دنبال سخنی باشید که یکی از نمایندگان گفته است. شما تنها برای پرسیدن سئوال خود چند دقیقه مهلت دارید. باید تصویر روشنی از آنچه میخواهید بپرسید داشته باشید و تنها نیازمند اطلاعات بیشتر و یا نقل قولی در تائید آن باشید. باید با یک قلم و دفترچه یادداشت نزد نماینده مجلس بروید (در اینگونه مواقع رکوردرها مناسب نیستند) و باید توجه داشت که معمولا زمان کمی تا آغاز جلسه بعدی نماینده باقی نمانده است. سخن ما درباره مصاحبه با چهرههای سرشناس نیست. لغات روی کاغذ به زبان جارگن( زبان گروههای اجتماعی خاص مثل اصناف و ...) بوده و حاصل گفتگوی کوتاه روزنامهنگار با مردم عادی در یک موضوع خاص است. موضوعی مثل این سئوال که آیا به نظر شما باید قانونی برای منع مطبوعات از ورود به حریم خصوصی مردم وضع شود یا خیر؟ و یا مواردی نظیر این موضوع. روزنامهها غالبا داستانی (story) را با توجه به مجموعهای از نقلقولهای جمع شده از مصاحبههای خیابانی یا تماس با جاهای مختلف میسازند. موضوع مشخص است و به دنبال آن لیستی از مردمی که اظهار نظر مستقیم درباره آن داشتهاند وجود دارند. Vox pop (این واژه از زبان لاتین آمده و به معنای صدای مردم است) جور دیگری هم میتواند باشد. Vox pop میتواند بخشی از مطلب تهیه شده باشد. بخش اصلی داستان در اخبار، پیشزمینه و جزئیات مهم میآید و مجموعهای از نقل قولها که نشانگر محدوده دیدگاهها هستند در شکلی ساده برای خواندن ارائه میشوند. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 1:3 هنر مصاحبه کردن/1
چرا مصاحبه؟ ... روزنامهنگاران باید مراقب اهداف خاص مصاحبه باشند. مصاحبهکننده ممکن است به دنبال اطلاعات، عقیده و یا گواهی فرد خاصی باشد. وی همچنین ممکن است در مورد یک موضوع تحقیق کند و یا به دنبال افشای یک دروغ یا عملی اشتباه باشد. منبع(مصاحبه شونده) نیز اهدافی را دنبال میکند. ممکن است او به دنبال طرح یک عقیده و یا راائه اطلاعات باشد. او ممکن است بخواهد رازی را پنهان نگاه دارد و یا تنها عقیدهاش را بیان کند. باید همواره به نکات زیر نیز توجه داشت: · منبع ممکن است گیج و دستپاچه باشد، اما حاضر به پذیرش آن نباشد. · منبع ممکن است از بیان عقیده واقعیاش هراس داشته باشد. او ممکن است برای بیان عقیدهای کارش را از دست بدهد و یا از نظر اجتماعی و حرفهای منزوی شود. · او ممکن است دروغ بگوید، اطلاعات اشتباه بدهد و یا هدفش تبلیغات سیاسی باشد · منبع ممکن است به دلیل حضور گزارشگر دچار ترس شده و نتواند احساس واقعیاش را بیان کند. · از سوی دیگر ممکن است در راستای علاقهمندیهای گزارشگر سخن بگوید و خود را برونگراتر و رنگارنگتر از آنچه هست نشان دهد. · منبع ممکن است جزئیات مهمی را فراموش یا مخفی کند. · منبع ممکن است به زبانی خارجی صحبت کند و نتواند آنچه را میاندیشد نشان دهد · شخصیت و تعصبات مصاحبهکننده و حتی زبان بدن* وی بر رابطهاش با منبع و پاسخهایی که دریافت میکند موثر است. یک گزارشگر دیگر ممکن است از منبع واحدی پاسخ متفاوتی دریافت کند. برخی افراد خیلی بازتر به یک گزارشگر خانم پاسخ دهد و یا منبع دیگر با یک گزارشگر میانسال راحتتر برخورد کند. تحقیقات نشان داده که مصاحبههایی که از سوی انسانهای سیاهپوست یا سفیدپوست صورت گرفته پاسخهای متفاوتی را در برداشته است. * body language |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 0:17 |
|


