|
باز هم یک بازی دیگر
محسن
باز هم مرا به یک بازی دیگر دعوت کرده است، خلاصه این بازی این است که باید درباره
برخی از آدمهایی که در لینک کناری هستند چند خطی نوشت. من هم برخی را که بیشتر
دوستشان داشتم، انتخاب کردم تا دربارهشان بنویسم: (همه این دوستان در صورت دسترسی
به اینترنت!، به بازی دعوت هستند) زهرا
بهروزآذر: زهرا برای من مهمترین
اتفاق دوستانه در ۲۷ سال اخیر است. همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که از من
سبکتر باشد و مانع حرکت من نشود، حالا گاهی فکر میکنم من مانع حرکت او میشوم. ابوذرمعتمدی:
به قول دکتر خانیکی،ابوذر یک پیکان
پژوئی تمام عیار است، با وجود اینکه اصلا اهل تظاهر و تبلیغ خودش نیستةاز آن گلهایی
است که کمتر کسی این فرصت را دارد در میان دوستانش یکی مثل او را داشته باشد. حمید
صداقت: حمید در این شش سالی که
بسیار به هم نزدیک بودهایم بهترین دوست من بوده است و تقریبا نیمه دیگر من است،
ما به فاصله چهار روز ازدواج کردیم و کمتر پیش میآید که راجع به یک موضوع
سیاسی-اجتماعی دو جور حرف بزنیم. داستان مثلث عشقی من، حمید و تونی بلر شهره خاص و
عام است. محسن
فرجی: محسن فرجی یکی از بهترین
روزنامهنگارانی میباشد که تاکنون بنده
محضر آنها را درک کرده و از او چیزهای بسیاری یاد گرفتهام. محسن از منظر روزنامهنگاری
از آنهایی است که نمونهشان را کمتر داریم. فهم شعر و ادبیات را از او یاد گرفتم و
کلا دنیای او برایم جذاب است. میرزاپیکوفسکی: دوستی کوتاه مدت من و میرزا، عمیقتر از آنچه بود که
معمولا انتظار میرود. میرزا عاشق رمان است، قلم بسیار خوبی دارد و وبلاگش همیشه
برای دقایقی فکر کردن و لذت بردن فضای مناسبی است. خانه سابقش در زعفرانیه یکی از
جذابترین جاهایی است که تاکنون رفتهام. علی
شاکر: نام علی شاکر برای من
تداعی کننده آوای موسیقی ناب ایرانی است؛ یک روزنامهنگار آیندهدار و یکی از بچههای
باسواد و پرتلاش ارتباطات علامه که هیچ وقت از یادگرفتن خسته نمیشود، احساسات او
پاک و دوستداشتنی است. جادی: نام جادی مرا یا محصولات مختلف اپل می اندازد، همیشه با
خودم فکر میکنم که جادی یکی از بستگان نزدیک «اینترنت» است و احتمالا پسرخاله و
یا برادرزاده شبکه جهانی وب است. یک متخصص پر انرژی و خوشفکر که من در یکی دو
کارگاه از او چیزهایی یادگرفتهام. بهمن
پرویزی: بهمن نماد یادگیری است و
هیچوقت نیست که در کلاسی مشغول یادگرفتن نباشد، از روزنامهنگاری و صفحهآرایی تا
گویندگی و فنبیان تا شرکت در کنکور ارشد ارتباطات و بررسی متون مقدس، راستی بهمن
مترجم و داستان نویس هم هست؛مجوز آموزشگاه کامپیوتر هم دارد. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 15:33 با حسین منزوی/۱
درخت کوچک من! ای درخت کوچک من! صبور باش و فراموش کن بهاران را به خیره گوش مخوابان از اینسوی دیوار صلای سم سمندان شهسواران را سوار سبز تو هرگز نخواهد آمد، آه! به خیره خیره مبر رنج انتظاران را |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:14 |
|


