|
درباره رسانه
|
بارها در محافل خصوصی و عمومی گفته شده است و شاید دیگر حرف تازهای نیست که بگویم روزنامهنگاران انسجام صنفی ندارند. در سالهای گذشته وقتی به سبب محدودیتهای اعمال شده بر سر راه تنوع مطبوعات هر روز موقعیتهای شغلی محدودتری در اختیار روزنامهنگاران قرار میگرفت، به مرور کارفرمایان که از بد حادثه همه از اصلاحطلبانی بودند که امید اصلاح نظام سیاسی و اجتماعی کشور به آنها میرفت، روی دیگر عملکرد خود را در رابطه میان کارگر و کارفرما نشان دادند. نظام روابط کارگری در مطبوعات امروز به ندرت قابل دفاع است و کمتر روزنامهای در بخش خصوصی یافت میشود که مدیران آن به حداقل حقوق در نظر گرفته شده در قانون برای کارگران ساده و نه متخصصص، اعتنایی کنند.
با توجه به تجربیات همکاران مطبوعاتی این داستان بیتوجهی از روزنامهای شروع شد که پس از توقیف فلهای مطبوعات و در فضایی کاملا بسته درآمد و بعد از دو ماه نیز توقیف شد، اما در همان دو ماه اعضای تحریریه شاهد برخوردهای ناپسندی بودند که شاید برای نخستین بار در دوره اصلاحات با روزنامهنگارانی که بار اصلی را بر دوش کشیدند و به قول دکتر افخمی در «احزاب مطبوعاتی» کار کرده بودند، انجام میشد. امروز و در ده سالگی اصلاحات این داستان دنبالهدار است و با توجه به نبود یک انسجام صنفی میان اهل قلم این بیعدالتی هر روز رنگ و بوی تازهای به خود میگیرد. در همین چندماه اخیر، دستکم 2 یا 3 روزنامهنگار به دلیل اختلاف نظر با مدیران مطبوعات و تمکین نکردن به خواستهای غیر صنفی و غیرحرفهای آنان کار خود را از دست دادهاند و اتفاقا همه آنها نیز از میان روزنامهنگاران خوب اصلاحطلب و البته از روزنامههای پیشروی اطلاحطلب بوده اند.
داستان جدیدی که در این حوزه این روزها مایه تاسف شده است، بازگشایی روزنامهای است که پیش از این به دلیل مشکلات مالی و در حالیکه حقوق بسیاری از همکاران تحریریه را پرداخت نشده بود،اعلام تعطیلی خودخواسته کرد و امروز در حالی این نشریه منتشر میشود که هنوز پرونده شکایت چند روزنامهنگاری که مبالغ قابل توجهی از حقوق معوقهشان پرداخت نشده در جریان است و مدیران روزنامه هم توجه خاصی به این مساله ندارند. طرفه آنکه جمع دیگری از روزنامهنگاران حرفهای و مطرح سال های اخیر بدون در نظر گرفتن هویت صنفی و حرفهای روزنامهنگاری حاضر شدهاند در این روزنامه فعالیت کنند.
متاسفم که به دلایل شخصی نمیتوانم همه نامها را بیاورم اما باور دارم گروهی که به عنوان تیم جدید در این روزنامه قبول مسوولیت کردهاند، که در میانشان دوستانی دارم و انسانهای محترمی هستند، با بیتوجهی به این آشکاری به حقوق از دست رفته همکاران دیگرشان در حقیقت راه را برای روز بازگذاشتهاند که بار دیگر مسوولان این روزنامه بخواهند با تیم جدیدتری این نشریه را منتشر کنند... روزنامهنگاری ایرانی اقتضائات خاص خود را پیدا کرده است و یکی از آنها این است که نباید از مدیران روزنامه شکایت کنی و یا به شرایط کاری اعتراض کنی زیرا کمتر مدیری از میان معدود مدیران مطبوعات ماست که یک «یاغی» را در مجموعهاش تاب بیاورد. گروهی که در این روزنامه هنوز حقوق نگرفتهاند و شکایتشان به جایی نرسیده است همین طیف از کارکنان روزنامه هستند که نسبت به بیتوجهی مدیران روزنامه اعتراض کرده بودند و ظاهرا چوب اعتراض خود را میخورند. مساله دردناکتر اینجاست که تنی چند از دوستانی که در روزنامه جدید مشغول به کارند خود از جمله قربانیان برخوردهای ناصواب مدیران غیرحرفهای مطبوعات در روزهای اخیر بودهاند.