|
بوق اشغال
یک مثلا همکار، در تحریریه یک سازمان شبه خبری نشسته است... تلفن داخلی زنگ می خورد، میرود به اتاق دبیر مربوطه و فاکسی را که یک دوست از یک نهاد دولتی فرستاده است از او میگیرد. بر اساس محتویات فکس خبری اختصاصی از قول منبع اگاه منتشر میشود... ماهنامه زنان توقیف شد احتمالا هنوز حکم به دست بچههای نشریه نرسیده که خروجی سازمان خبری فوق بر روی صفحه مانیتور دهنکجی می کند و بعد بمب اس.ام.اسی منفجر میشود، اتهام خاصی هم وجود ندارد به جز اینکه مثل روزنامه هممیهن و جمهوریت محتوای نشریه به مذاق اصحاب قدرت خوش نیامده است. عملکرد فراقانونی هیات نظارت بر مطبوعات مورد اعتراض نهاد صنفی قرار میگیرد... اینجا ××× شماره قبلی بولتن انجمن با همت آرش حسننیا و باقی همکاران به مساله امنیت شغلی اختصاص یافته بود. که ظاهرا هر روز مصداق بیشتری مییابد اینجا ××× هنوز خبر روزنامه قبلی که لغو امتیاز شد در گوشم زنگ میزند و البته بیخبر هم نیستم که روزنامههای روی دکه هم از آن تلفنهای دوستداشتنی بهشان میشود که فلان مطلب را نوشتید خوب نبود تکرار شوذ برخورد میشود» و گوشی قطع میشود و بوق ممتد اشغال و مدیرمسوولی که هراسناک سردبیرش را صدا میزند که فلانی سرجدت تیتر دیروز رو ماستمالی کن.... ××× این هم روزنامهنگاری سیاسی ماست که هر روز بیشتر به الگوی مطبوعات اقتدارگرا نزدیک میشود یعنی بعد از این همه سال روزنامهداری هنوز وقایع اتفاقیه بهترین الگوی رسانهای است. مداح و دولتی. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 17:11 |
|

