تبليغاتX
فاوا
 چرخه معیوب مخاطب‌یابی در تلویزیون‌‌های فارسی‌×

در روزهای اوج انقلاب 1357 و در روزهایی که حکومت نظامی با زور اسلحه و تهدید کارمندان رادیو وتلویزیون ملی ایران را وادار می‌کرد تا از رویه خود در دفاع از انقلاب مردم ایران دست بردارند، تازه برای سیاست‌گذاران فرهنگی حکومت مشخص شد که سیاست‌های این رسانه‌نو در جهت معکوس به بار نشسته است و پنجمین رادیو تلویزیون کشورهای جهان سوم از نوارهای کاست و سخنرانی‌های پر جاذبه روشنفکران و روحانیون سنتی شکست خورده است. رسانه‌های کوچکی نظیر اعلامیه‌هایی که در شرایط دشوار تولید می‌شدند و نوارکاست‌هایی که در خانه‌های مردم می‌گشتند یک رسانه معظم و پرپشتوانه دولتی را که در جریان تبلیغات گسترده غرب‌گرایانه دولت‌های پیش از انقلاب قرارگرفته بود را شکست دادند و صداهایی که در رسانه ملی آن روز ایرانیان جائی برای انعکاس نداشتند،‌ در میان مردم رواج یافتند. تحقیقی از دکتر مجیدتهرانیان در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب ایران نشان از این داشت که مدیران رادیوتلویزیون ملی ایران اعتقاد چندانی به سیاست‌‌گذاری‌های مقامات بالادستی خود نداشتند و عملا میان سیاست‌گذاران و بازوهای اجرایی آن‌ها شکافی وجود داشت که بعدها در روند انقلاب خود را واضح‌تر نشان دادند.

این روزها در بیست و نه سالگی انقلاب ایران،‌ عرصه رسانه‌ها تغییرات گسترده‌ای را تجربه کرده است، شبکه‌های ماهواره‌‌ای گسترش یافته‌اند، اینترنت به عنوان زیرساختی مشترک برای تمام رسانه‌ها و در اختیار قراردادن ابزارهای تعاملی در صنعت تلویزیون نیز تغییرات گسترده‌ای را موجب شده است و این صنعت هر روز بیش از گذشته به ابزاری در اختیار مخاطبان تبدیل می‌شود، تا جائیکه در نسل جدید تلویزیون‌های دیجیتال اولویت تماشای برنامه‌های تلویزیونی نیز به مخاطب سپرده شده است و دسترسی تصادفی به برنامه‌های تلویزیونی جای خود به انتخاب‌های بیشتری داده‌است.

اما در این سوی دنیا هنوز تلویزیون‌های فارسی زبان از برآوردن خواست‌های واقعی و گسترده مخاطبان خود ناتوان هستند و در جزایری دورافتاده به سر می‌برند. از یک‌سو صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، عملا به صداوسیمای گروه خاصی از اهالی سیاست در ایران تبدیل شده است و رویه این رسانه آنقدر یکسویه و به دور از اصول اولیه انصاف و بی‌طرفی بود که حتا سیاستمدار متعادلی مانند سیدمحمدخاتمی نیز زبان به انتقاد گشود و در حاشیه حضورش در مراسم یادبود آیت‌الله توسلی گفت که سیاست‌های صدا وسیما روزبه‌روز بدتر می‌شود و تا این رسانه رویکرد خود را اصلاح کند با آن گفتگو نمی‌کند. در حقیقت با وجود گسترش آموزش روزنامه‌نگاری رادیو‌تلویزیونی در ایران و گسترش ادبیات ارتباطات و تاکید روزافزون بر مساله مخاطب‌یابی و فربه‌تر شدن هر روزه نظریات مربوط به استفاده و رضامندی مخاطبان و اهمیت آن‌ها برای اصحاب رسانه در تمام دنیا، هنوز صداوسیما در ایران مانند پیشینیان خود در رادیوتلویزیون ملی ایران به تولید و بازتولید بی‌اعتمادی مشغول است و جدای از اخبار عمومی و سرگرمی و برنامه‌هایی صبحگاهی در سایر بخش‌های خبری‌اش به نظر می‌رسد بیشتر نگاه سیاست‌گذاران به مخاطب برگرفته از نظریاتی است که نه تنها مخاطب را منفعل در نظر می‌گیرند بلکه به سان سیاست‌گذاران تبلیغات سیاسی آن‌ها را فاقد دسترسی به صداهای دیگر نیز در نظر می‌گیرد.

این مشکل البته محدود به تلویزیون فارسی زبان جمهوری اسلامی نیست و مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی نیز با وجود اینکه چندین و چند شبکه تلویزیونی را در اختیار داشتند نتوانستند در سال‌های گذشته در جلب توجه مخاطبان موفقیت چندانی را به دست آورند و بیش از هرچیز دیگر ناتوانی صاحبان این شبکه‌ها در مخاطب‌یابی و در حقیقت ناتوانی آن‌ها در ارتباط برقرارکردن با جامعه ایرانی آشکار شد. در روزهای اخیر نامه ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران به دست‌اندرکاران شبکه تلویزیونی صدای آمریکا و ذکر دلایلی که وی از گفتگوی با این شبکه خبری امتناع ورزیده است، یکی از اسنادی است که به صورت موشکافانه‌ای به دلایل اصلی این ناتوانی اشاره کرده است. دکتر یزدی در این نامه با اشاره به اینکه این گروه سیاسی بیش از هر زمان دیگری در تنگنای اطلاع‌رسانی قرار دارد، اعلام کرده است با این وجود شورای مرکزی نهضت حاضر نیست با رسانه‌ای که «اسلام‌ستیز» است و «عدم رعایت بی‌طرفی» آن نیز آشکار است، مصاحبه کند. نامه دکتر یزدی که متن کامل آن را می توان به عنوان یک سند رسانه‌ای مهم در تاریخچه رادیوتلویزیون‌های فارسی‌زبان تلقی کرد، پیوست این گفتار است و بخش‌های مختلف آن به ضعف‌های آشکار رسانه‌های فارسی‌زبان متعلق به مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی اشاره دارد؛ خاصه آنکه وی در فراز پایانی نامه با اشاره به رویکرد صدای آمریکا درباره آثار ناپیدای چنین رویکردی می‌گوید: «چنين رفتارهايی از سوی صدای آمريکا ممکن است موجب جلب توجه برخی از افراد شود و دل خيلی از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند، اما در دراز مدت محصولی در راستای منافع ملی، تقويت فرآيند دمکراسی و تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملت ما نخواهد داشت.»

نامه دکتر یزدی که در حقیقت بازتاب گروهی از نخبگان سیاسی در ایران است نشان می‌دهد پرهزینه‌ترین شبکه فارسی‌زبان خارج از مرزهای ایران نیز نتوانسته است جای خود را در میان مخاطبان به خوبی بازکند و این فرآیند عدم اعتماد با ورود افراد نه چندان ظاهرالصلاحی که کم و بیش به عنوان میهمان و میزبان جلوی دوربین‌های این شبکه ظاهر می‌شوند رو به افزایش است. از سوی دیگر صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز به عنوان رسانه‌ای که با توجه به مذاکرات قانون اساسی ایران بیش از هر چیز به مدل یک رسانه عمومی با گرایش به مردم، نزدیک است؛ در جلب اعتماد مخاطبان نخبه و عام خود موفقیت چندانی کسب نکرده است، تا چرخه معیوب ناتوانی تلویزیون‌های فارسی زبان در جلب توجه مخاطبان کامل شود

×به بهانه نامه دکتریزدی به صدای آمریکا؛ یادداشتم در رسانک
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:26