تبليغاتX
فاوا
 بازی دوست‌داشتنی‌ها

دوست داشتم:

که حوزه خصوصی افراد محترم می‌ماند، هر کسی در را که پشت سرش می‌بندد و از اتاقش بیرون می‌رود تا صبح فردا زمانش و اراده زندگی‌اش دست خودش باشد،‌امنیت شغلی داشته باشد، امنیت روانی داشته باشد، همسایه‌اش گوش ندهد که او و میهمانش چه می‌گویند، دولت اس.ام.اس‌هایش را چک نکند و اگر حرف پای تلفن می‌زند نگران شنود نباشد. اگر به مدیرعامل نامه می‌نویسند نگران اخراج نباشد و اگر از گرانی به تنگ آمده است راهی برای فرار داشته باشد.

دوست داشتم:

امیریعقوبعلی و دیگرانی که مثل او هستند از درس محروم نمی‌شدند، [...]ها با این حد از حماقتشان استاد دانشگاه نمی‌شدند و برای به دست آوردن یک منبع خوب دست اول این همه وقتم هدر نمی‌رفت. دانشگاه‌مان اینترنت وایرلس داشت،‌ سایت کامپیوتری و قرائت‌خانه دانشگاهمان بزرگتر بود و چند کتاب خارجی و داخلی بهتر در آن پیدا می‌شد. یک فضای گفتگویی مناسب‌تری هم در دانشگاه وجود داشت و ...

دوست داشتم:

درایران مردم سالاری دینی نداشتیم، مجلس و دولت مردمی نداشتیم و انتخابات و تظاهرات میلیونی برگزار نمی‌شد،‌ آنوقت مجبور نبودیم احمدی‌نژاد را به عنوان رئیس‌جمهوری و حدادعادل را به عنوان رئیس پارلمان و «منتخبان مردم» تحمل کنیم. آنوقت با نمایش انتخابات،‌از دموکراسی سیرابمان نمی‌کردند و لااقل می‌دانستیم که در کجا زندگی می‌کنیم.

دوست‌دارم:

خوردنی‌ها: کوکاکولای لایت، دوغ سارا،‌ شاتوت کِیلا، خرید از فروشگاه زنجیره‌ای، روزنامه‌خریدن از پشت چراع قرمز، آدم‌های چاق و ریشو که هی لبخند می‌زنند، پراید سفیدرنگ خاک گرفته که مرا یاد خودم می‌اندازد!، ماکارونی چرب، لازانیا، پیتزای پپرونی که بخورم و تا ته معده‌ام را بسوزاند(چه بسا بیشتر!)، با زهرا بریم ونوس برگر به یاد دوران نامزدی، آیس‌پک مجانی که تو دانشکده کارآفرینی خوردم (و کلا هر چیز مجانی و خوشمزه دیگر!)، ساندویچ سوسیس با بوی کاغذ داغ که وقتی بچه بودم از ساندویچی سرکوچه می‌خریدم،‌ آب انار محمد وقتی یکهو می‌خورم و تمام چشمم درد می‌گیرد، آبگوشت ظهر جمعه‌های مادرم وقتی مجرد بودم،‌ و در نهایت آب‌دوغ‌خیار .

خواندنی‌ها: نوشته‌های مصطفی رحیمی، نوشته‌های سعید حجاریان، انتشارات مرکز و گام نو،‌ انتشارات SAGE و پی.دی.اف‌های فراوانی که روی لپ‌تاپ دارم!

پوشیدنی‌ها: کت‌شلوار عروسیم، بلوز راه راه نارنجی و طوسی که زمستونها می‌پوشم،‌ پیراهن قرمز گل‌گلی بلندی که برای زهرا از آبادان خریدیم و خیلی بهش میاد.

آدم‌ها(به جز بستگانم که همه عزیز هستند):  زهرا(به صفت اینکه بهترین دوستم است قبل از اینکه همسرم باشد)، تونی بلر و حمید صداقت‌جم، ابوذر، احسان، ضحی و مهدی،‌ بنفشه، عمادباقی، هادی خانیکی، سعید حجاریان، مصطفی رحیمی، علیرضا رجایی و بچه‌های رسانک.

دوست‌ندارم: نخوت و تکبر، نخندیدن، رژیم غذایی،‌ رژيم سیاسی، حزب دموکرات آمریکا، حزب توده (توبه کرده و توبه نکرده فرقی نمی‌کنه!)

 

محسن فرجی دعوتم کرده بو و من هم دعوت می‌کنم از این دوستان که چند دوست داشتنی و چند دوست نداشتنی‌شان را بنویسند:

زهرا، حمید وبنفشه، لی‌‌لی، میرزا و مهدی جلیلی  

 
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:58