|
«جریان اصلیها» شمشیر را از رو بستهاند
پایان دوران شیرین انحصار جریان خبر متحول شده است و به قول دکتریونس شکرخواه دوران اینکه عدهای
در یک ساختمان چند طبقه بنیشینند و برای یک جامعه دستورکار بنویسند و منتشر کنند،
تمام شده است. وبلاگها با بهرهگیری از پدیده رو به گسترش همگرایی رسانهای حوزه
نفوذ خود را به تمام رسانهها گسترش دادهاند. وبلاگهای متنی اولیه دارای نسخه وپ
برای انتشار بر روی دستگاههای تلفن همراه هستند. برای کسانی که حوصله نوشتن مفصل
و با آداب خاص نوشتن آنلاین را ندارند، وبلاگ
تلگرافی راهافتاده است. از سوی دیگر توسعه چندرسانهای بر روی موبایلها و
امکان بهرهگیری آنها از نسخه محدودتری از وب سبب شده است تا «موبلاگ»
نگاری و یا به زبان خودمانی وبلاگنویسی تلفن همراه که آمیختهای از تصاویر و
صداهای ضبط شده توسط تلفن همراه است که به کمک اینترنت موجود برروی تلفنهای همراه
در دسترس همگان قرار میگیرد. گسترش وبلاگها به رادیوهای سنتی نیز رحم نکرده است
و امروزه بر روی دستگاههای آی.پاد و یا گوشیهای نسل سوم تلفن همراه میتوان
آخرین برنامههای رادیوهای
اینترنتی را دانلود و گوش کرد. حتی حوزه خاصی مانند تلویزیون نیز از گستره کمنظیر
وبلاگها در امان نماندهاست و سایتهایی
هستند که به کاربران اجازه میدهند از طریق دوربینهای وبکم و یا تلفنهمراه
تصاویری را ضبط و بر روی تلویزیون وبلاگ خود منتشر کنند. دستور
اخیر مدیرعامل خبرگزاری فارس به خبرنگاران رسانه تحت مدیریتش در مورد ممنوعیت
داشتن وبلاگ [سیم این بلندگو
را از برق نکشید- گزارش رسانک در این مورد] در میان رسانههای جریان اصلی
پدیدهای نو نیست و در چند رسانه معتبر جهانی نیز چنین رویدادی سابقه داشته است.
پرسشی که مطرح میشود این است که دلیل این سختگیری رسانههای جریان اصلی و حساسیت
موجود بر روی وبلاگهای شخصی کارکنان چیست؟ به لحاظ نظری شاید هیچ نگاهی از نظریه «مشارکت دموکراتیک
رسانهها» که توسط دنیس مککوئیل مطرح شد روزگار امروز رسانههای شهروندی را تصویر
نکره باشد. نظریه مشارکت دموکراتیک نکته محوری خود را نیازها و علایق دریافتکننده
فعال در یک جامعه سیاسی قرار میدهد و مسائلی نظیر داشتن حق اطلاعات ذیربط، حق پاسخگویی
و حق استفاده از ابزارهای ارتباطی برای کنش متقابل در اجتماعات کوچک، گروههای همسود
و خردهفرهنگها را مورد توجه قرار میدهد. این نظریه طرفدار چندگانگی، کوچکی مقیاس،
محلی بودن، نهادزدایی، جابجایی نقشهای فرستنده و دریافتکننده، پیوندهای ارتباطی
افقی در همه سطوح جامعه، کنش متقابل و تعهد است. · این از حقوق تکتک شهروندان و گروههای اقلیت است که به رسانهها
دسترسی داشتهباشند(حق برقراری ارتباط) و آنچه را خود فکر میکنند که بدان نیاز دارند
از رسانهها دریافت کنند. · موسسات و محتوای رسانهها نباید تحت کنترل متمرکز سیاسی یا دولتی
باشند. · رسانهها در درجه اول متعلق به مخاطبین خود هستند و نه سازمانهای
رسانهای، حرفهای یا مشتریان رسانهها. · گروهها سازمانها و اجتماعات محلی باید رسانههای خود را داشته
باشند. · رسانههای کوچک، تعاملی و مشارکتی بهتر از رسانههای پهندامنه،
یکسویه و حرفهای هستند. · برخی نیازهای اجتماعی مربوط به رسانهها توسط تقاضای مصرفکنندگان
فردی یا دولت و نهادهای اصلیاش به خوبی بازتاب نمییابد. · ارتباطات مهمتر از آن است که صرفا به متخصصان حرفهای سپرده
شود. به این ترتیب میبینیم که مدل مورد نظر مککوئیل هر روز به
تصویر آرمانیاش بیشتر نزدیک میشود و مدیران باهوش و منعطف رسانههای جریان اصلی که
نوآوری را برای تداوم حضورشان در میان رسانههای مورد توجه مردم مهم میدانند،
وبلاگها را وارد فضای رسمی رسانهکردهاند تا با بهرهگیری از مطلوبیت وبلاگها
در میان مخاطبان بخشی از پیام نیز توسط بلاگرهای سازمان خبری منتقل شوند. برخی
دیگر پا را فراتر گذاشتهاند و با استخدام وبلاگنویسان مشهور به افزایش میزان مخاطبان
آنلاین خود افزودهاند. این توجه به حضور شهروندان در عرصه خبر به ایجاد صفحاتی
ویژه اخبار شهروندان در سایتهای اینترنتی بنگاههای خبری و تجاری نظیر یاهو و سیانان منجر شده است که به نوعی میتوان
از آن به اهمیت روزافزون بلاگها پی برد. پژوهشهای ارتباطی اخیر نشان دادهاند که برجستهسازی میان
رسانهای با حضور روزنامهنگارانی که بلاگر هستند رنگ و بوی تازهای به خود گرفته
است و توجه روزنامهنگاران به نوشتههای همکارانشان در بلاگ و همچنین فضای حاکم بر
بلاگهای روزنامهنگارانی که فارغ از محدودیتهای سازمانی در انتشار خبر، پشت پرده
سازمانهای خبری و یا رویدادهای مختلف را مینویسند، سبب شده است تا مدیران این
رسانهها در مورد آثار بعدی این فضای متکثر رسانهای نگران باشند و در حالیکه
ویژگیهای فضای مجازی اجازه نمیدهند که کنترل نام و هویت واقعی نویسندگان و اصحاب
رسانههای خرد مشخص شود، مدیران رسانهها در تلاشی نوستالژیک به این سو بروند که
فضای انحصاری خبر را برای خود محفوظ نگه دارند. |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:53 |
|


