|
شهروندان و روزنامهنگاری؛ از مخاطب تا تولیدکنند
با
نگاهی به مقاله یازده
سطح روزنامهنگاری شهروندی میبینیم که آخرین سطح پیشبینیشده برای روزنامهنگاری
شهروندی ویکی ژونالیسم است. این اصطلاح از ذات بدون مرکز نرمافزار ویکی نشات
گرفته است که در آن مخاطب به عنوان تولیدکننده وارد فرآیند خبر میشود و از دوران
انفعال کامل به دوران مشارکت کامل میرسیم. به
نظر میرسد نخستین بار در سال ۱۹۹۹
اصطلاح روزنامهنگاری
منبعباز به کار رفته باشد. این نگاه به روزنامهنگاری قرابت زیادی با نگاه استيو
آتينگ، ستون نویس پوینتر به روزنامهنگاری مبتنی بر ویکی دارد. در یک
نگاه تاریخی سیر توجه به مخاطب و جامعه به عنوان مسالهای مهم و قابل توجه در
فرآیند تولید خبر از انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۸۸ نشات گرفته است. در این سال
نیاز به نوع جدیدی از روزنامهنگاری احساس شد و روزنامهنگاران و مقالات علمی
روزنامهنگاری به نوع جدیدی از روزنامهنگاری پرداختند که به روزنامهنگاریعمومی(public
journalism) یا
روزنامهنگاریشهری (civic journalism) شهرت یافت. این
نوع از روزنامهنگاری به این مساله میپردازد که روزنامهنگاران وظیفه دارند تا
تعهد و مشارکت شهروندان در فرآیندهای دموکراتیک را ارتقا دهند و همچنین کیفیت
زندگی عموم و شهروندان را ارتقا دهند. حرف اصلی این جریان بود که روزنامهنگاران
باید اخبار را از منظر و نقطهنظر شهروندان عادی و نه مقامات سیاسی و نخبگان محلی
پوشش دهند. این جریان که در حقیقت نوعی رویگردانی از نگاه رسمی و نخبهمحور به
مساله خبر ناشی میشود البته با انتقادهای گوناگونی از سوی گروهی دیگر از مقالات
علمی و حرفهایهای روزنامهنگاری روبرو شد که معتقد بودند برخی اصول حرفهای
روزنامهنگاری با این رویه آسیب میبیند. این
نگاه جدید که در ابتدا تنها ساختار خبر را هدف قرار داده بود در سالهای بعد گسترش
یافت و سازمان خبر را نیز تحت تاثیر قرار داد. بدینترتیب بود که با ظهور حوزههای
نظری جدیدتر، بحث نگاه متفاوت به مخاطب در فرآیند خبر تجربیات جدیدتری را از
سرگذراند، این تجربهها سطوح گوناگون درگیری مخاطب در فرآیندخبر را از یک کامنت
ساده تا تنظیم و ویراستاری کامل خبر در بر میگیرد. باید
این مساله را از نظر دورنداشت که ظهور چنین نگاههایی به از میان رفتن سبک سنتی
خبر و سازمان کلاسیک آن منجر نشده است و بیشتر به عنوان جریان مکمل (Alternative) در صنعت روزنامهنگاری
و رسانه مطرح شده است. برای نمونه در یکی از مقالات کتاب «پرسش
از رسانهها» ویراسته جان داونینگ و دکترعلی محمدی، با اشاره به فرآیند تولید
خبر در ایالات متحده از نظام نخبهگرا و مرکزگرای حاکم بر آن که برآمده از ساختار
متمرکز رسانهها در پایتخت و شهرهای مهم ایالات متحده است، انتقاد شده است. این
انتقادات همچنین رسانههای محلی و تاثیرگرفتن آنها از رسانههای جریان اصلی
مرکزنشین مورد انتقاد قرارگرفته است. این دست انتقادات به خوبی نشانگر نارضایتی مداوم اندیشمندان کلاسیک حوزه رسانه از مناسباتی است که روزنامهنگار را از وفاداری به شهروندان به گرایش به نخبگان مستقر در قدرت سوق میدهد. در مقابل این جریانهای نخبهگرای خبر، همواره جریان مکملی مطرح شده است که این جریان ابتدا با بازبینی در محتوا و نقطهنظر روزنامهنگاری در اواخر دهه هشتاد ظهور کرد و در نخستین دهه در قرن بیست و یکم میلادی به سراغ بر همزدن اصل بازی و تجدیدنظر در ساختارهای اتاق خبر رفته است. امروزه نقش مخاطبان بیشمار رسانهها در تولید محتوا را نمیتوان انکار کرد و روزنامهنگاری منبعباز نیز ناظر به همین مساله است. اثر این جریان مکمل بر جریان اصلی خبر تا حدی است که امروزه کمتر رسانه بزرگی را میتوان یافت که از اثر حضور مخاطب در فرآیند خبر غافل مانده باشد و سایتهای اینترنتی و حتا ستونهای روزنامههای چاپی از حضور مخاطبان فعال اشباع شده است. فرآیندی که میتواند در آینده چهره روزنامهنگاری را تغییر دهد. (برای رسانک نوشتم) |+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:40 |
|


