تبليغاتX
فاوا
 گزارش یک نشست/۱
هفته گذشته نشستی در مورد وبلاگستان ایرانی در دانشگاه علامه برگزار شد و دکتر احمدنیا، دکتر فاضلی و دکتر خانیکی در این نشست سخنرانی کردند. بخشهایی از سخنان دکتر فاضلی را که در آن درباره فرهنگی شدن رسانه [و نه رسانه‌ای شدن فرهنگ] سخن گفتند،‌ نت برداری کردم که در ادامه می‌خوانید؛ بدیهی است سکته در متن و نامفهومی‌هایش از یادداشتهای من است و نه صحبتهای استاد:

 

صحبت من درباره فرهنگی‌شدن وبلاگ و یا رسانه‌ است. ارتباطاتی‌ها بیشتر بر روی رسانه‌ای شدن فرهنگ که حاکی از چرخه تولید و توزیع و مصرف نمادها و نشانه‌ها توسط رسانه‌هاست و اولین بار توسط تامسون مطرح شد، متمرکز هستند؛‌اما صحبت امروز من درباره فرهنگی شدن رسانه‌هاست.

فرهنگی شدن رسانه: رسانه‌ها به لحاظ کارکرد بیش از عرضه سیاست اقتصاد و تجارت، بیشتر در حوزه فرهنگ موثر هستند. این به این معناست که خرده فرهنگ‌های زندگی روزمره رسانه‌ها را اشغال می‌کنند. رسانه بیش از هر زمان دیگر از طریق بازنمایی گونه‌های مختلف هویت‌ها کارکرد خود را شکل می‌دهد.

در بحث فرهنگی شدن رسانه‌ها وبلاگ از همه جلوتر است. وبلاگ رسانه پست‌مدرنیته و زبان و بازنمای پست‌مدرنیته است، ‌منظور من از پست‌مدرینته یک ساختار اجتماعی سیاسی فرهنگی است که در دهه‌های اخیر در حال تجربه‌کردن آن هستیم. این بازنمایی در مورد ایران هم صادق است.

دنیای پست‌مدرن مهمترین ويژگی‌اش این است که هویت‌ها در آن شخصی می‌شوند و در دنیای امروز مردم تحت تاثیر فرآیندهای جهانی شدن و پیوندهای جهان محلی،‌افراد در پاسخ به اینکه من کیستم و شکل دادن به سبک زندگی خود بر اساس الگوهای از پیش تعیین شده سنت و ساختارهای جمعی سنت و الگوهای فرهنگی به ارث رسیده و میراث اجتماعی شیوه زندگی خود را تعیین نمی‌کنند. شهروندان پاسخ‌های فردی به شیوه زندگی دارند و این پاسخ‌ها از کنار هم چیده شدن تکه‌های برداشته شده از هویت‌های مختلف به دست می‌آید و این هویت‌ها میل به آشکاربودن و علنی و ظاهر بودنشان آشکار شده است. لایه‌های ظاهر و باطن فاصله‌شان کم شده است. نفوذ سنت کاهش یافته است و و اراده و اختیار بیشتری در دست افراد است و اجبارها و الزام‌های نهادهای سنتی کاهش یافته است و آداب و رسوم هنجاری در حال از دست رفتن است. وبلاگ رسانه‌ای است که در دنیای پست‌مدرن افراد می‌توانند روایتی از سبک‌زندگی خود را و یک حدیث نفسی را از خود شکل دهند. در یک فرآیند مستمر سعی داریم یک خود ِتکه‌برداری شده شخصی را بسازیم که کمتر متاثر از ارزش‌های ملی و دینی و سنت‌ها و آداب و رسوم است، دخالت اینها از نوع گزینش‌های فردی است.

می‌توان گفت که امر عمومی امر شخصی شده و امر شخصی امر عمومی؛ حضور در دیالوگ جهانی و جنبش‌های جهانی نو در فضای پست‌مدرن بر اساس شخصی شدن شکل‌گرفته‌اند و هر فردی می‌تواند بر اسشس سخصیت خود حضور وبروز ‌یابد.

 
|+| نوشته شده توسط پدرام الوندي در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:56